April 8, 2008
درخت
در پيچوخم ِ واژههای بشکسته
گم شدم
آنگاه که کندیِِ قلم
ذرهذره میخراشيد
سپيدیِ نازکتن ِ کاغذ را
و از سياهجوهر
چکه چکه
بهار میباريد
بهار!
تن سردِ خاک اما
رويش جوانه را
به ريشههای تبآلوده
پيشکش نکرد
نه جوانه و نه شکوفه
شاخههای پوک و کرمخورده
آشيان هيچ پرندهای نشد
از درون پوسيد
درخت پوسيد
درخت خشکيد
درخت گمشد
بلندقامتاش اما
هرگز نهخميد.
4:52 PM | Baoba | | دنبالک (0)