باغ اندیشه
$جمهور --»»
$نیک اهنگ --»»
$یک پزشک --»»
$زنِ روزهای ابری --»»
$توكا --»»
$گوش‌زد --»»
$بامدادی --»»
$حرف حساب --»»
$ديده‌بان كوهستان --»»
$پژواک --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$نارنجی --»»
$عصیان --»»
$پيكوفسكی --»»
$سيبستان --»»
$ققنوس --»»
$بائوبا
$مزيدی
$مهار بيابان‌زايی
$ایتالیا، ایتالیا
$تا دانه!
$چای داغ
$کوهیار
$1984
$ديده‌بان محيط زيست
$ديده‌بان
$قلم‌هایِ سرخ
$ف.م.سخن
$کمان‌گیر
$آريوبرزن
$آیه‌های وبلاگی
$یهودی ِ سرگردان
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$فرنگوپولیس
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جوجو
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

January 19, 2008

گام بر خون

خسته از شب
شبِ ديرپای و ماننده
خسته از هراس
بيم‌ناکِ اين کابوس
هراسی سخت پاينده
خسته از زوزه‌یِ گرگ
بع‌بع ِ گوسفندانِ پُردنبه
گوش‌ها همه پُر
از پارس ِ این باوفا یاران
این نگه‌بانانِ شایسته
عوعویِ سگان پيوسته

خسته، باز هم خسته
دل‌زده از مردمانِ بشکسته
فرق‌ها همه چاک
گِل بر سر و روی
بر تن همه زخم
از دست خويش بنشسته
مردمانی بس ساده
پيرو ِ مهربان‌شبان
اين نی‌زنِ عصرهایِ چرا
وان باوفا سگِ گله

شب ندارد هيچ پايان
با چنين بع‌بع ِ پيوسته
زوزه‌یِ گرگ اين‌سوی
تيغی تيز در دگرسوی، آماده
پيرامون، همه خون
سلاخ به‌انتظار بنشسته
مويه‌یِ گوسفندانِ دل‌بسته
بع بع و به به
به شبان و اين نی ِ پُرسوز
چنين نرم و خوش‌آواز

خسته، دل‌زده، دل‌مرده
از هياهویِ طبل در برزن
گوسفندان، همه در صف
در انتظار ِسلاخ بنشسته
مهربان سلاخ ِ سيه‌پوش
می‌نوشاند آب پيوسته
گوسفندان اندوه‌گين
دردمند و دل‌خسته
در سوگ وان مهربان‌گرگ
چشم‌ها از گريه
به‌خون بنشسته
سيه‌پوشان همه در نوبت
در صف‌های طويل پيوسته

کوی و برزن پُرخون
جایِ گام‌ها بر خون
خون لخته لخته
اما
نگردد خاموش هرگز
عوعویِ تيز ِ سگان
زوزه‌یِ هيز ِ گرگان
بع‌بعِ بی‌پايانِ گوسفندان
پژواکِ اين گوش‌خراش ‌آوا
تا ابد در گوش پيوسته