baoba

BAOBA

October 30, 2006

سپيداسبان ِ گردونه‌

سپاس بالایِ بلندِ الاهه‌یِ آب‌ها را
به آبان‌گاه
کين خشک‌ديار ِ دودبگرفته‌یِ درد را
باران فرستاد و برف
بر کناره‌یِ رود بايد شد
بر ميانه‌یِ کف‌آلوده‌یِ آب‌هایِ خروشان
برهنه‌تن و برهنه‌روح
ميهمان بايد کرد
جان را به آبی ِ زلال ِ آب‌ها

بر فراز البرز بايد شد
بر سپيداربستر ِ عروس ِ ‌برف‌ها
ميهمان بايد کرد
جان را به سپيد ِ ناآلوده
به زير ِ کم‌ديده کم‌ياب آسمان ِ آبی
ساييده‌پيشانی به سجده
به خاک بايد
سپرده‌تن به آب بايد
ميهمانی‌ِ ِ الاهه‌یِ آب‌ها را

جان‌ها را بايد شست
به زلاله‌ی ِ پریِ باران
به دردانه‌یِِ برف
تب از تن‌ها بايد بُرد
به سرمایِ تازه‌برفِ سپيد

سپاس بايد
وان چهار سپيداسب ِ گردونه‌ را
ابر و برف، تگرگ و باران
وين مهِ بنشسته بر قله را
سپاس بايد
الاهه‌یِ آب‌ها را
به آبان‌گاه

3:05 PM | Baoba
October 28, 2006

چهارگوشه‌های ِ مبهم

و من چهارگوشه‌هایِ خويش را
بر کناره‌ نقش می‌کنم
با وسواس هاشور می‌زنم
در ميانِ چهارگوشه‌هایِ بسته‌ام
همه رازهایِ درون بازمی‌گويم
تو
در کناره‌یِ نوشته‌هایِِ بی‌حوصله
آن واگويه‌یِِ تلخ ِ سال‌ها
از بی‌هوده‌‌گفته‌هایِِ کپک‌زده
‌تنها نقش ِ پندار ِ خويش می‌بينی!

يکی بر روی تخته می‌نويسد
"فلسفه‌یِِ علم"
و من هم‌چنان مشق می‌کنم
با خط ِ شکسته‌یِِ گيجی
آن پرسش ِ ميانِ جان و خرد را:
"دلتای مثبت، منفی يا صفر؟"
و چهارگوشه‌یِ تازه‌ای را
بر سپيدیِ وانهاده‌یِ کناره
هاشور می‌زنم به وسواس

تو، سرسختانه
همانند آن سنگينه‌مغز ِفراز
نقش‌ ِ خويش را
ز پندار ِ خام و پرفريب
در چيدمانِِ کژ و خاکستری
و تنگنایِ پرتکرار و خسته‌یِِ
چهارگوشه‌هایِ بسته‌ام
می‌جويی پرشكيب
هيهات! هيهات!

1:38 PM | Baoba
October 23, 2006

هزاره‌ها بر بام

مردمانِ دشت دور
از سياهی ِ شب هراسيدند
از تندر و برق آسمان لرزيدند
از نيروي ناشناخته‌یِ آتش و توفان
از زمين‌لرزه و گردباد
وز شير و پلنگِ صاحبِ چنگ و دندان
از ماهِ گونه‌گون
پس
پرستيدند هر آن‌چه نشناختند
و بر همه خدايانِ پوچ خويش
قربانی کردند هر آن‌چه داشتند
که قدرت‌مند و پرتوان بودند
همه ناشناخته‌ها

هزاره‌ها رفت و رفت
گاه‌نامه‌ای نبود تا خبر دهد
آمدن ماه و هور را
ابوريحان و فارابی
به‌ رمل و اصطرلاب
خبر دادند مردمان را
از شمار ِ روزها
از هلال و قرص ِ ماه

اما به‌گاهِ غروب
بر بام می‌شدند مردانِ تمام
ديدنِ ماه را
و زنان نيمه و نادان
در پستو و کنار ِ اجاق
گوش به زنگِ می‌ماندند
ديدنِ ماه را
از آوایِ مردِ تمام

سده‌ها رفت و رفت
اما
گاه‌نامه‌ای نباشد مردمان را
زنانِ نيمه و نيم‌بها در کنار ِ اجاق
يا جام ِ جهان‌نمایِ پر تزوير
گوش به‌زنگ‌اند و چشم‌به‌راه
تا مردانِ تمام
خبر ديدنِِ ماه را
جار زنند بر هر جا

هزاره‌ها خواهند گذشت
افسوس وين مردمان را هرگز
گاه‌نامه‌ای نخواهد بود
بايد بر بام شد در زير ِ چتر ِ ِآسمان
در گرگ‌وميشِ ِ غروب
شايد ابری
نپوشاند گنبدِ نيم‌سرخِ ِ آسمان را
شايد کمانِ نازکِ نور
خبر دهد رسيدن ماه را
وه!
افسوس که هزاره‌ها بايد
رستن از سياهی را


2:25 PM | Baoba
October 18, 2006

هشت صفر و يک سه

در ميانِ دودِ لاستيک‌هایِ فرسوده
در لابه‌لایِ سنگ‌هایِ پراکنده بر ماتم ِ خيابانِ بن‌بست
در کنار ِ شيشه‌هایِ بشکسته‌یِ کودکستان
دستِ خسته‌ای بالا برد
جامه‌یِ سرخ‌ و دلمه‌بسته‌یِِ درد را
فريادهایی خشم‌گين خروشيدند
زنجيرها و ميله‌هایِ چوبين و آهنين
دست و پای‌ بشکستند
برقی از دستِ يکی جهيد
لحظه‌ای ثبت شد

خيابان خالی بود
نه خشمی و نه خروشی
نه شيونی و نه مويه‌ای
سکوت بازگو می‌کرد درد را
ذره‌ذره، خط به خط

در خيابان جوانی نمانده بود
در سياه‌چال يکی بود از هزار
گنه‌کار
روزی جامه‌یِ سرخی بر دستانِ خسته‌اش
پرچم ِ نفرت شد و خروش ِ خشم
فرياد ِ چرایی

در سيه‌چال يکی خاموش ماند
به گناهِ خاموشی ِ اين و آن
در بند پوسيد و ماند
روزی رست و روزی برگشت

مژده بادتان ای خاموش‌مردانِ روزگار ِ دراز
هشت صفر و يک سه
گرویِ خاموش ماندن
تا دستان، گرچه باز
اما بسته از مشت
تا گلو، گرچه نبسته
اما تهی از خروش و حتی ناله
بماند تا ابد آرام

هشت صفر و يک سه
گرویِ سوختن ِ جوانه‌ در زير ِ پوست
پايانِ خشم
پايانِ پرسش و چرايی
پايانِِ وين فسانه
پايانِِ همه آروز
در امتدادِ خوابی سنگين

3:22 PM | Baoba
October 7, 2006

چراغ، ديوار و پيچک‌ها

تنها چراغ ِغبار بگرفته‌یِ کوچه شکست
شب‌گردِ تنهای کوچه‌هایِ تاريک
خو کرده‌ست بدين سياهِ بی‌پايان
به خس‌خس ِ دردآلوده‌‌یِ
پنجره‌هایِ تيره‌یِ خواب
به آسمانِ بی‌ستاره
به خاکِ تشنه‌یِ افسوس
به زمزمه‌یِ خش‌آلوده‌یِ خشک‌برگ‌ها
به سوتِ زير ِ سيرسيرکی جفت‌گم‌کرده

تک‌چراغ ِ بشکسته‌ی کوچه هم
سال‌ها سوخته بود
گل‌های مستِ آويخته بر ديوار هم
بوييدن از ياد برده بودند
بر ديوارها
تنها پيچک‌های خُرد می‌رويد
گچ ِ نازک و سست ديوار
تابِ آويزه‌یِ پيچکي را هم ندارد
پيچک‌ها با اندکی گچ
در فضایِ کوچه سرگردانند

پرسه‌یِ کوچه‌هایِ دل‌تنگِ شب نيز
چنگی به‌دل نمی‌زند
نيم‌پرده‌ای از خاکستریِ دل نمی‌کاهد
شهر بوی خواب دارد
شهر بویِ مرگ دارد
چراغِ چشمک‌زن گشتِ شب هم
تيره‌گی افزون کند هردم

تک‌چراغ‌ِ نيم‌سوخته بشکست
شب در چادر ِ سياهِ خوابِ مردمان گسترد
پنجره‌ی بسته هم
به دام ِ زنگار گرفتار است
آوخ که گشاده نگردد ديگر



2:10 PM | Baoba
October 4, 2006

پاييز

باد
خش‌خش‌کنان از شکاف پنجره خنديد
در خالي ِ اتاق
و غبار نشسته بر کف‌پوش ِ کهنه پيچيد

پنجره
تن ِخشک و سرد خويش
با خميازه‌ای کشيد
و چشمان تيره‌اش را بر کوچه دوخت
اما ازپس ِ شيشه‌هایِ ناشسته
هيچ نديد.

ره‌گذر
دستی سايه‌بانِ چشم کرد
بر آفتابِ خسته و بی‌جانِ پاييزی
نیم‌نگاهی کرد
با خود انديشيد:
کدامین دست، کدامین کس
ابرها را
از دل ِ بگرفته‌یِ آسمان، دزديد؟

درختِ برهنه
شاخه‌ای نيم‌خشک را
به دستِ باد تکاند و گفت:
چه کس سبزينه‌ها را
از درخت و باغ دزديد؟
چه کس رويای باران را
از برگ و بار
وز خاکِ خشک و پير و تشنه، دزديد؟

باد
رنگين‌کمانِ برگ را
از پایِ درخت روبيد
و بر تن کوچه و دشت پاشيد
خش‌خشه‌ای کرد:
هوم! هوم!
هيس! هيس!

بوته‌یِ خشکی
تن به باد سپرد
از خاک رست و در هوا چرخيد
و خسته بر زمين لغزيد
و تن ِخاک سخت خراشيد
خاک با خود گفت:
بوته‌ها هرگز نمی‌مانند.

باغ‌بان
خسته از روبيدنِ رنگين‌کمان
رنگارنگِ باغ را به چشم کشيد
نرم خنديد
و بويِ باران را
از دوردستِ دشت
بوييد و بر جان آميخت
زيرلب گفت: پاييز


4:06 PM | Baoba

تازه‌ترین نوشته‌ها

دل ِ خونین ِ سازها
ترسی نماند
سووشون
ناله‌ی ِ سرو
باغچه‌ی ِ سبز ِ اميدها

بایگانی نوشته‌ها

August 2010
January 2010
December 2009
August 2009
June 2009
March 2009
October 2008
September 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003

جستجو