باغ اندیشه
$جمهور --»»
$نیک اهنگ --»»
$یک پزشک --»»
$زنِ روزهای ابری --»»
$توكا --»»
$گوش‌زد --»»
$بامدادی --»»
$حرف حساب --»»
$ديده‌بان كوهستان --»»
$پژواک --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$نارنجی --»»
$عصیان --»»
$پيكوفسكی --»»
$سيبستان --»»
$ققنوس --»»
$بائوبا
$مزيدی
$مهار بيابان‌زايی
$ایتالیا، ایتالیا
$تا دانه!
$چای داغ
$کوهیار
$1984
$ديده‌بان محيط زيست
$ديده‌بان
$قلم‌هایِ سرخ
$ف.م.سخن
$کمان‌گیر
$آريوبرزن
$آیه‌های وبلاگی
$یهودی ِ سرگردان
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$فرنگوپولیس
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جوجو
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

July 19, 2006

سرریز

دیری
لب‌ریز بود
باری
سرریز شد
درد پوسته را درهم پیچید
پوسته‌یِ چروکیده ترک برداشت
پاره‌پاره شد
آن چنان در تهی خالی شد
که هيچ‌اش در به‌دوش‌کشیدنِ آوا نماند
بی‌هیچ صدایی، درخلایی هول‌ناک
درد پراکنده شد
سکوت بماند
سکون خراشیده شد

پاره‌پوسته‌یِِ چروکیده
در زیر آفتاب کوچک و کوچک‌تر شد
پاشنه ی نازکِ آشیل را نازکایی پوشاند
گیسوانِ نیرو بر باغ‌چه ریخت
جگر لقمه‌لقمه کنده شد
درد پراکنده شد
فریاد بمرد
درد هم‌چنان بماند

پوسته بخشکید
پاشنه پوست ببست
موها و جگر
از نو برویید
درد بماند
جان بسفت