باغ اندیشه
$مزيدی --»»
$یک پزشک --»»
$بامدادی --»»
$نیک اهنگ --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$عصیان --»»
$توكا --»»
$تا دانه! --»»
$ديده‌بان كوهستان
$پيكوفسكی
$ديده‌بان محيط زيست
$چای داغ
$بائوبا
$جمهور
$ف.م.سخن
$نارنجی
$زنِ روزهای ابری
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$ققنوس
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$گوش‌زد
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

October 10, 2007

نهان‌گاهِ رويا

شب‌گردِ مست
ره کشيد نيمه‌شبان
به پس‌کوچه‌هایِ خاطرات
خاک کوچه اما
بوی بيگانه دارد
پایِ خسته نيز
به‌ هزار بهانه و ترفند
طفره می‌رود از رفتن

گويا يکی گردِ خواب را
ربوده است از مهتاب
آبشار نقره‌اش هم
سرب مذاب می پاشد
بر کوچه‌هایِ شب
بر خسته‌دلِ خسته‌پای
بر ويرانه‌جان

همه باغچه‌هایِ شب نيز
تهی است از مخملِ گل‌برگ
از مريم و ياس و اقاقی
از شرابِ گل‌هایِ سرمست‌
پس‌کوچه‌‌هایِ خلوت و تاريک
بوی تلخ بيد دارد
بوی کاج و اکاليپتوس‌
بویِ درختانِ خشک‌پوسته
بویِ گرم ِ تب و هذيان

شاخه‌یِ نازک روياهايم را
نهان کرده بودم به آرزو
در درز شکسته‌یِ ديوار آجرین
آن‌جا که شاخه‌های آويخته‌یِ توت
درز و ديوار و آرزو را
نهان می‌داشت از رهگذران نابينا

بشست پيرزنی به وسواس
ديوار کوچه را
پخش شد جوهر ِ سرخ
بر ردِ بنفش ِانگشتانِ بی‌تاب
روياهايم بی رنگ شد
خواب‌هايم گم شد
آدمی‌زاده از ياد بشد
بوی تو نيز
از يادِ کوچه رفت

Baoba | 3:14 PM

Comments: نهان‌گاهِ رويا