باغ اندیشه
$مزيدی --»»
$یک پزشک --»»
$بامدادی --»»
$نیک اهنگ --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$عصیان --»»
$توكا --»»
$تا دانه! --»»
$ديده‌بان كوهستان
$پيكوفسكی
$ديده‌بان محيط زيست
$چای داغ
$بائوبا
$جمهور
$ف.م.سخن
$نارنجی
$زنِ روزهای ابری
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$ققنوس
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$گوش‌زد
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

September 14, 2007

فريب


بوته در فريبِ گرمایِ نابه‌هنگام به جوانه نشسته است و تپش برگ بر نازک‌شاخه‌هایِ برهنه‌اش شادمانی ِ بهار را زمزمه می‌کند.

نهالکِ ساده‌دل در تب‌وتابِ شکوفه‌زدن است و خوابِ دشت سبز می‌بيند.

آسمان گرچه ابری در آبی ِ روشن ِسينه‌اش نهان نيست اما می‌داند که ابرها در راه‌اند و به‌زودی چتر برف خواهد گسترد.

زال ِ زمستان هنوز چهره‌ی سپيدش را ننموده است.

بوته‌های کم‌سال و نهالکِ چندبهارديده، آسان در دام ِ فريبِ گرمایِ زودگذر و خورشيدِ بی‌رمق ِ بهمن گرفتار می‌شوند. اما شگفتا از درختانِ پير چنار، سپيدارهایِ بلندِ دل‌فريب و آن گردویِ کهن که باز به دم ِ گرمی و پرتویِ طلایِ بی‌رمقی، به جوانه و برگ می‌نشينند و بروبار می‌بازند!

روزهایِ سردِ زمستان و عصر ِ پنبه‌زنی و مرواريدريزیِ ننه‌سرما و نفس‌هایِ يخی ِ بهمن هنوز در راه است.

هو! ها!
زمستان است.

Baoba |12:08 PM

Comments: فريب