باغ اندیشه
اشكال در نمايش پيوندها
June 6, 2007

قاصدکی در باد

بغض ِهمه ابرهای بگرفته
بنهفته‌ در سيبکِ خرد ِ گلوگاه
چرکابه‌یِ همه زخم‌هایِ ناسور
بنشسته در دلی به‌قدر مشت
خروش ِ همه امواج دريا
بجوشد در پس لب‌خند
ماسيده بر صورتکِ بودن

سنگينی ِهمه زنجيرهایِ گران
بسته بر پایی دربند ِمشتی خاک
جاری ِ همه رودهایِ روان
حسرت شد بر دلی در هوایِ گريز
در ميانه‌یِ چهارچوبی سست
قفسی از مهربندها‌یِِ ديرين

کاش گسسته شود اين‌همه بند
کاش بربايد مرغ ِ آتشين‌منقار
سيبک بسته‌یِِ بغض را
از چنگال ِ بوتيمار حسرت
بسوزاند به‌پر سيمرغ
زاده شود از خاکستر آتش
قاصدکی سبک‌تر از رويا
سپيد و رقصان و بی‌پروا

کاش خشک شود خاکِ تر
گرد شود در توفان ِ گريز
بوزد خنکایِ نسيمی خرد
بر قاصدکِ سبک‌بار
گريز را زمزمه کند
بس نرم و آرام

وان‌گه، قاصدکی رقصان
رها در باد
رها از خويش
رها از خاک


Baoba | 5:55 PM

Comments: قاصدکی در باد
Post a comment









Remember personal info?



English      Persian