April 17, 2007
آب بر تاركِ تاريخ
خانهیِ گلين برپای ماندهاست
در هزارهها توفان و تندر
تندآفتاب و گردباد
بورانِ برف، بارانهایِ تند
اينک
يادگارِ پدربزرگِ پير
وين خانهی کوچکِ خشتی
در بلاهتِ سيال ِ جمجمههایِ سبک
و وقاحتِ زردِ بیپايانِ زبانهایِ چرب و سرخ
غرق میشود آرام آرام
مويههای نوادهگانِ لال هم
سدینمیسازد اين سيلاب را
محو میشود نقش زردِ آلبوم ِ خاکبگرفته
فرومیريزد بازماندهی کهن
آب میشويد تاركِ تاريخ را
بنويس ای کودکِ يتيم
مشق ِ امروز، فردا و فرداها را
گندم از گندم بروييد بيش از اين
گندم از گندم نرويد زين سپس
گندم از خاکِ پدر خواهد رست
Baoba |10:42 PM
Comments: آب بر تاركِ تاريخ
Post a comment