باغ اندیشه
$مزيدی --»»
$یک پزشک --»»
$بامدادی --»»
$نیک اهنگ --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$عصیان --»»
$توكا --»»
$تا دانه! --»»
$ديده‌بان كوهستان
$پيكوفسكی
$ديده‌بان محيط زيست
$چای داغ
$بائوبا
$جمهور
$ف.م.سخن
$نارنجی
$زنِ روزهای ابری
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$ققنوس
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$گوش‌زد
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

March 27, 2007

چند می‌گيری

هان ای پير ِ رنگرز
چند می‌گيری رنگی گرم و روشن کشی
برين چهارديوار ِ دل‌تنگی‌ها

هان ای نقاش ِ چيره‌دست
چند می‌گيری تا نقشی دگر زنی
بر اين بوم ِ آبی ِ سرد

هان ای خنياگر ِ پرشور ِ پس‌کوچه‌هایِ عشق
چند می‌گيری تا ساز و نوايی ديگر زنی
در اين ماتم‌سرایِ خاکستر

هان ای باغبانِ سبزدست
چند می‌گيری آب دهی اين سنگينه‌باغ را
از چشمه‌یِ اميد و آرزو، نور و روشنا

هان ای ارابه‌رانِ تيزرو و پرشتاب
چند می‌گيری وارونه رانی چرخ زمان را
به آن‌سویِ روزگار ِ سخت
به کوچه‌هایِ شادمانه‌یِ کودکی

هان ای آسمانِ سرخ‌روی
چند می‌گيری بنشانی ماه و چند ستاره را
بر سقفِ کوتاهِ اين متروکه‌‌یِ بوف‌‌نشين

هان ای ساقی ِ شيدایِ مست
چند می‌گيری کان شرابِ کهنه را
ريزی درين يخ‌زده‌جام ِ بشکسته‌یِ جان

هان ای خاکِ سياهِ دربرکشنده
چند می‌گيری بگشایی وان دهانِ آزمند
بازپس دهی نيک‌مردمانِ فروبرده را
وان‌همه دل‌بندانِ رفته را

هان ای دلاور رباينده‌یِ خسته‌جگر
چند می‌گيری چند شراره‌‌ای دهی
زان آتش‌دان خدايانِ تنگ‌چشم
...
‌سکه‌هايم همه مسين و قُلب
زرينه‌ها را همه گردونه برد
پاره‌جگری دارم ريش ريش
بستان و افروزه‌ای ببخش
بسوزان اين جانِ خسته را
...
...
هان ای اسبِ سياهِ وحشی
چند می‌گيری ميهمان شوی دمی اين کلبه را
هم‌ره بری سپيده‌دمان اين مرد ِ بشکسته را
وين سايه‌یِ کم‌رنگ و درهم‌پيچيده را

Baoba | 2:22 AM

Comments: چند می‌گيری