آسيابِ بادی
فانوسی بايد آويخت
يه سيهچادر ِشب
هزار هزار فانوس بايد
روشن شود بگرفتهرویِ ماه، شايد
فانوسی كاغدی در دست
يورش میبريم بر آسيابِ بادی
میغرد دَمان ديو ِ پير
آب بر آسياب دشمن؟ هيهات!
فانوسهایِ كاغذين بر دست
میتازيم بر آسيابِ بادی


