باغ اندیشه
$مزيدی --»»
$یک پزشک --»»
$بامدادی --»»
$نیک اهنگ --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$عصیان --»»
$توكا --»»
$تا دانه! --»»
$ديده‌بان كوهستان
$پيكوفسكی
$ديده‌بان محيط زيست
$چای داغ
$بائوبا
$جمهور
$ف.م.سخن
$نارنجی
$زنِ روزهای ابری
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$ققنوس
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$گوش‌زد
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

February 11, 2007

نوزاد

ويار: سبز ِ جوانه‌هایِ بهارين
ويار: برف بود و برفاب
ويار: پياله پياله مهتاب
نوزاد آمد با چشمانی رخشان
به تيره‌آبی ِ درياهایِ ژرف
به درخشش ِ دانه‌هایِ برف
با پوستی از نرمه‌یِ مهتاب

دل‌اش همه زلاله‌یِ باران
دل‌اش همه سبزينه‌
دل‌اش پر ز بارش ِ شکوفه
دل‌اش همه پرتویِ آفتاب

روزگار بشُست همه زلاله‌ را
بنشاند دل به تيره‌مه
به خارهایِ تلخ ِ اندوه
روزگار ببرد همه روشنای نگاه
بنشاند به تيره‌یِ کين
آسمان نباريد جز وزغ‌هایِ زشت
جوانه‌هایِ سبز بسوخت در آتش ِ فريب

ويار
برف بود و برفاب
آبی ِ برکه
فواره‌یِ مهتاب
روشنایِ آفتاب
همه سياه شد در سنگينی ِ چربِ دوده‌
شهر خوابيده است در پستی ِ ماندگار
شهر خرخر می‌کند در ميانِ چرخ‌دنده‌هایِ خشک
شهر آکنده ز دود و دم
بمرد نوزادِ روشنا
نباليد در گندابِ جویِ ريا

Baoba | 3:51 PM

Comments: نوزاد