باغ اندیشه
$مزيدی --»»
$یک پزشک --»»
$بامدادی --»»
$نیک اهنگ --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$عصیان --»»
$توكا --»»
$تا دانه! --»»
$ديده‌بان كوهستان
$پيكوفسكی
$ديده‌بان محيط زيست
$چای داغ
$بائوبا
$جمهور
$ف.م.سخن
$نارنجی
$زنِ روزهای ابری
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$ققنوس
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$گوش‌زد
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

December 24, 2006

سلام به ويرانه‌ها

به آسمان ِ پرستاره‌ی ِ کوير
که درخشش‌اش در شب پراکنده است هنوز
به نخل‌های ِ کمربشکسته‌ی ِ بی‌بار
به تنورهای ِ نان
که هم‌چو ميهمان‌خانه
به‌زير ِ آوار ِ ويرانه‌ها گم شده‌اند
ســـــــــــــــــلام

به دو زمستانی که بی‌اجاق و هيزم گذشت
به زمستانی که سردِ سرد آمده است
به يلدای‌ بگسترده در همه سال
بی‌آجيل ِ مشگل‌گشا و بی‌اناردانه‌های ِ سرخ
بی آتش ِ‌گل‌قاچ‌های ِ هندوانه
ســـــــــــــــــــلام

به دستانِ خسته‌ی‌ِ ِ پدر
که با همه زيری
نرم‌ترين و گرم‌ترين نوازش‌ها را داشت
به مادر که سيه‌چهره‌ بود
از هُرم ِ آتش ِ تنور
به بوی کماچ و کلمپه
که از پستو
حکايت عيد و جشن می‌آورد
و رشته‌هایی که نازک‌تر از مو
می‌بريد مادر
در پس ِ دست

به مويه‌ها و ناله‌ها
که بی‌آواز در گلو ‌شکستند
به زمين‌لرزه
که برد با خود
تمامی ِ زنده‌گی را
کوتاه‌لحظه‌های ِ شادمانی را
ســـــــــــــــــلام

به ويرانه‌های ِ بازمانده
که حتی بوفِ شب زنده‌داری هم
رغبتِ خانه‌کردن در آن را ندارد
به يادها که فرومردند
به بادها که زوزه می‌کشند در شب
ســـــــــــــــــلام

به ارگِ پير
که بشکست با پيردرختان ِ نخل
به‌ زمردين‌باغ‌های ِ ليمو و نارنج و پرتقال
به بستر ِ بهارنارنج بر خاکِ کوچه
به‌ بوی ِ خوش ِ ليموهای ِ کال
که بگريخته است از ياد
به شهر ِ مرده‌گان
به ويرانه‌های ِ بم
به يخ‌زده‌‌د‌ل‌های ِ مردمان
ســـــــــــــــــلام

Baoba |11:23 PM

Comments: سلام به ويرانه‌ها