باغ اندیشه
$تا دانه! --»»
$نیک اهنگ --»»
$ديده‌بان كوهستان --»»
$بامدادی --»»
$توكا --»»
$پيكوفسكی
$مزيدی
$ديده‌بان محيط زيست
$چای داغ
$بائوبا
$جمهور
$عصیان
$یک پزشک
$ف.م.سخن
$نارنجی
$زنِ روزهای ابری
$نامه‌های سوشيانت
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$ققنوس
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$گوش‌زد
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

December 20, 2006

سنگِِ صبور

تلخ‌تر از حنظل
پيچيده در پيله‌یِ سکوت
چکه چکه
ذره ذره
آب می‌شود
می‌چکد برخاکِ تنهايی
درد

خاکِ خيس آبستن ِ بذری‌ست
می‌شکافد دل خاک
سر می‌‌کشد جوانه
سر برآرد نهالکی خُرد
ببالد به تابش خورشيد
بشويد تن به ريزش ِ باران
ببالد و ببالد و ببالد
سر کشد بر آسمانی ‌ابری

در گوشه‌ا‌ی از دشت
در سرزمين ِ تنهايی
در ناکجایِ شب
درختی است بلند
ريشه‌هاش همه‌جا گسترده
گل‌هاش همه آبی، بنفش و زرد
گل‌هاش همه گل ِ حسرت
برسد ميوه‌هاش در دل ِ شب
ميوه‌هاش همه سخت
ميوه‌هاش همه سنگ

در ناکجایِ شب
برسند از دوردست
شب‌گردان ِ مستِ درد
بچينند ميوه‌ها تک تک
بنهند بر دل ِ ريش
تا بازگويد همه ناگفته‌ها بر سنگ

سپيده‌دمان در دشتِ دور
نه آدمی‌ست و نه حيات
زمين پوشيده‌ست از گل ِ حسرت
بر زمين هرجا خرده‌هایِ سنگ
بشکسته‌سنگِِ صبور
بشکسته‌سنگِِ سخت

به‌گاهِ سپيده
در ابهام ِخاکستری ِ روز و شب
در نهان‌گاهِ دشت
در آن دوردست
تک‌درختی‌ست بی‌گل و بار
تک‌درختی‌ست سر به‌درد خم‌کرده‌

Baoba | 2:15 PM

Comments: سنگِِ صبور