باغ اندیشه
$مزيدی --»»
$یک پزشک --»»
$بامدادی --»»
$نیک اهنگ --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$عصیان --»»
$توكا --»»
$تا دانه! --»»
$ديده‌بان كوهستان
$پيكوفسكی
$ديده‌بان محيط زيست
$چای داغ
$بائوبا
$جمهور
$ف.م.سخن
$نارنجی
$زنِ روزهای ابری
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$ققنوس
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$گوش‌زد
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

December 4, 2006

سرخ ِ بی‌هياهو

شب‌هایِ بی‌هياهو
شب‌هایِ بی‌شتاب
دور از پچپچه‌هایِ وهم‌آلودِ دهان‌هایِ هميشه باز
سرخ و تب‌آلوده و سوزان
در ميانِ سوز ِ به ناگه‌آمده‌یِ پاييز
ره می‌سپرند
نرم نرم و گرم گرم
در سکوتِ غريبِ خويش
هم‌رهِ انديشه‌ها
هم‌رهِ وهم
و زوزه‌یِ باد

سرخ ِ خونينِ شب‌ها
آکنده است از هزار نقش ِ گم
هزار نقش ِ دور و دورتر
آکنده بر بستر ِ یاد

خوشه‌خوشه مرواريد سپيد
غنوده بر آرامشِ بستر ِ سبزبرگ‌ها
پرچين ِ کوته‌ای بر باغ
پرچين ِ خاردار
که می‌پاشد وسوسه‌یِ ترش و خونين تمشک را
بر تشنه‌لب و تشنه‌تنِ ِ رهگذر ِ کوچه‌باغ ِ کودکی

و خيالِ آبی ِ يک رودِ کوچک
با ماهيانِ خاکستری
و ماری آبی
رنگارنگ و سبز، سرد و لزج
که می‌لغزد نرم و نرم
بر خاکِ خيس

و ظرفی پر از ليموهای قاچ خورده
زرد و سپيد
سردِ سرد
تلخ ِ تلخ

بستری چروکيده‌ اما بی انعطاف
ملافه‌هايی هم‌چو برگه‌هایِ فلز
و تب که می‌تازد
گرم ِ گرم
بر سرخ ِ روياهایِ دور
بر خاموش ِ بی‌هياهویِ شب
شب‌هایِ بی‌شتاب

Baoba | 6:00 PM

Comments: سرخ ِ بی‌هياهو