باغ اندیشه
$مزيدی --»»
$یک پزشک --»»
$بامدادی --»»
$نیک اهنگ --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$عصیان --»»
$توكا --»»
$تا دانه! --»»
$ديده‌بان كوهستان
$پيكوفسكی
$ديده‌بان محيط زيست
$چای داغ
$بائوبا
$جمهور
$ف.م.سخن
$نارنجی
$زنِ روزهای ابری
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$ققنوس
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$گوش‌زد
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

November 11, 2006

به خونين دل ِ افق سوگند

در خنکایِ ماهِ آب و آرامش
سايه‌روشن ِ آسمان را
قلم‌مویِ رنگارنگِ غروب
گل‌گون کرد

به خونين دل ِ افق سوگند
به زلال ِروانِ آب‌شاران سوگند
به رنگين‌کمانِ خشک و دل‌مرده‌یِ برگ‌هایِ خزان سوگند
به برهنه‌تن ِ همه‌درختانِ شرم‌آگين سوگند

به بغض غربتِ دورمانده‌گانِ اين خاک
به اشک‌های فروخورده‌یِ بازمانده‌گان ِ پای در خاک
اين رها به غربتِ خاکستری ديار باران‌ها
وان رها به آبی ِ سرد و کش‌دار تنهايی
به آونگِ خسته‌ی ساعتِ اسير بر ديوار
که گرفتارست به چرخه‌یِ گس ِ تکرار
طلسم ِديوانِِ خاکستر
يک‌نواخت و بی‌هيچ تب و تاب
گذر ِ لحظه‌هایِ بی‌خواهش

به بغض تمامی ِ لحظه‌هایِ تنهايی
به گريه‌یِ بی‌امانِ ابرهاِیِ بشکسته
سوگند و باز سوگند
به آتش ِ ابراهيم سوگند
که روز ِ ديدار نزديک است
که رستنی در پيش است
برون شود روزی
همه خار از درون سينه
سرود ِ شادمانی برخواهد شد
ازين گلوگاهِ خونين و خسته به ژاژ

Baoba | 5:37 PM

Comments: به خونين دل ِ افق سوگند