باغ اندیشه
$مزيدی --»»
$یک پزشک --»»
$بامدادی --»»
$نیک اهنگ --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$عصیان --»»
$توكا --»»
$تا دانه! --»»
$ديده‌بان كوهستان
$پيكوفسكی
$ديده‌بان محيط زيست
$چای داغ
$بائوبا
$جمهور
$ف.م.سخن
$نارنجی
$زنِ روزهای ابری
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$ققنوس
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$گوش‌زد
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

October 30, 2006

سپيداسبان ِ گردونه‌

سپاس بالایِ بلندِ الاهه‌یِ آب‌ها را
به آبان‌گاه
کين خشک‌ديار ِ دودبگرفته‌یِ درد را
باران فرستاد و برف
بر کناره‌یِ رود بايد شد
بر ميانه‌یِ کف‌آلوده‌یِ آب‌هایِ خروشان
برهنه‌تن و برهنه‌روح
ميهمان بايد کرد
جان را به آبی ِ زلال ِ آب‌ها

بر فراز البرز بايد شد
بر سپيداربستر ِ عروس ِ ‌برف‌ها
ميهمان بايد کرد
جان را به سپيد ِ ناآلوده
به زير ِ کم‌ديده کم‌ياب آسمان ِ آبی
ساييده‌پيشانی به سجده
به خاک بايد
سپرده‌تن به آب بايد
ميهمانی‌ِ ِ الاهه‌یِ آب‌ها را

جان‌ها را بايد شست
به زلاله‌ی ِ پریِ باران
به دردانه‌یِِ برف
تب از تن‌ها بايد بُرد
به سرمایِ تازه‌برفِ سپيد

سپاس بايد
وان چهار سپيداسب ِ گردونه‌ را
ابر و برف، تگرگ و باران
وين مهِ بنشسته بر قله را
سپاس بايد
الاهه‌یِ آب‌ها را
به آبان‌گاه

Baoba | 3:05 PM

Comments: سپيداسبان ِ گردونه‌