باغ اندیشه
اشكال در نمايش پيوندها
October 7, 2006

چراغ، ديوار و پيچک‌ها

تنها چراغ ِغبار بگرفته‌یِ کوچه شکست
شب‌گردِ تنهای کوچه‌هایِ تاريک
خو کرده‌ست بدين سياهِ بی‌پايان
به خس‌خس ِ دردآلوده‌‌یِ
پنجره‌هایِ تيره‌یِ خواب
به آسمانِ بی‌ستاره
به خاکِ تشنه‌یِ افسوس
به زمزمه‌یِ خش‌آلوده‌یِ خشک‌برگ‌ها
به سوتِ زير ِ سيرسيرکی جفت‌گم‌کرده

تک‌چراغ ِ بشکسته‌ی کوچه هم
سال‌ها سوخته بود
گل‌های مستِ آويخته بر ديوار هم
بوييدن از ياد برده بودند
بر ديوارها
تنها پيچک‌های خُرد می‌رويد
گچ ِ نازک و سست ديوار
تابِ آويزه‌یِ پيچکي را هم ندارد
پيچک‌ها با اندکی گچ
در فضایِ کوچه سرگردانند

پرسه‌یِ کوچه‌هایِ دل‌تنگِ شب نيز
چنگی به‌دل نمی‌زند
نيم‌پرده‌ای از خاکستریِ دل نمی‌کاهد
شهر بوی خواب دارد
شهر بویِ مرگ دارد
چراغِ چشمک‌زن گشتِ شب هم
تيره‌گی افزون کند هردم

تک‌چراغ‌ِ نيم‌سوخته بشکست
شب در چادر ِ سياهِ خوابِ مردمان گسترد
پنجره‌ی بسته هم
به دام ِ زنگار گرفتار است
آوخ که گشاده نگردد ديگر



Baoba | 2:10 PM

Comments: چراغ، ديوار و پيچک‌ها