باغ اندیشه
$مزيدی --»»
$یک پزشک --»»
$بامدادی --»»
$نیک اهنگ --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$عصیان --»»
$توكا --»»
$تا دانه! --»»
$ديده‌بان كوهستان
$پيكوفسكی
$ديده‌بان محيط زيست
$چای داغ
$بائوبا
$جمهور
$ف.م.سخن
$نارنجی
$زنِ روزهای ابری
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$ققنوس
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$گوش‌زد
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

October 4, 2006

پاييز

باد
خش‌خش‌کنان از شکاف پنجره خنديد
در خالي ِ اتاق
و غبار نشسته بر کف‌پوش ِ کهنه پيچيد

پنجره
تن ِخشک و سرد خويش
با خميازه‌ای کشيد
و چشمان تيره‌اش را بر کوچه دوخت
اما ازپس ِ شيشه‌هایِ ناشسته
هيچ نديد.

ره‌گذر
دستی سايه‌بانِ چشم کرد
بر آفتابِ خسته و بی‌جانِ پاييزی
نیم‌نگاهی کرد
با خود انديشيد:
کدامین دست، کدامین کس
ابرها را
از دل ِ بگرفته‌یِ آسمان، دزديد؟

درختِ برهنه
شاخه‌ای نيم‌خشک را
به دستِ باد تکاند و گفت:
چه کس سبزينه‌ها را
از درخت و باغ دزديد؟
چه کس رويای باران را
از برگ و بار
وز خاکِ خشک و پير و تشنه، دزديد؟

باد
رنگين‌کمانِ برگ را
از پایِ درخت روبيد
و بر تن کوچه و دشت پاشيد
خش‌خشه‌ای کرد:
هوم! هوم!
هيس! هيس!

بوته‌یِ خشکی
تن به باد سپرد
از خاک رست و در هوا چرخيد
و خسته بر زمين لغزيد
و تن ِخاک سخت خراشيد
خاک با خود گفت:
بوته‌ها هرگز نمی‌مانند.

باغ‌بان
خسته از روبيدنِ رنگين‌کمان
رنگارنگِ باغ را به چشم کشيد
نرم خنديد
و بويِ باران را
از دوردستِ دشت
بوييد و بر جان آميخت
زيرلب گفت: پاييز


Baoba | 4:06 PM

Comments: پاييز