باغ اندیشه
$عصیان --»»
$نیک اهنگ --»»
$یک پزشک --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$بامدادی --»»
$زنِ روزهای ابری --»»
$مزيدی --»»
$پيكوفسكی --»»
$ققنوس --»»
$چای داغ --»»
$جمهور --»»
$ديده‌بان محيط زيست
$ديده‌بان كوهستان
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$گوش‌زد
$ف.م.سخن
$بائوبا
$نارنجی
$توكا
$تا دانه!
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

August 26, 2006

پريان ِ رقصان

دانايانِ زمانه
پسرانِ ابوريحان و فارابی
همه از تبار ِ گاليله
کوله‌بارشان تهی ز رمل و اسطرلاب
کوله‌بارشان همه معادلاتِ پيچاپيچ
در پس ديوار آهنينی فروريخته و پوسيده
نشستند به کنکاش

ندا دردادند از هر سو
هرگز! هرگز!
هر عاشق سرد و خاموش و ديوانه‌ای
گرچه بگردد بر مدار عشق به سرگيجه
گرچه پای بيرون نه‌نهد از دايره‌یِ هور
به‌شمار ِ نه‌آيد از بنده‌گان
بنده‌گی را وزن بايد و اندازه
بنده‌گی را درونی پر بايد و سنگين
کوچکان بی‌دل را بنده‌گی نشايد هرگز

همهمه در خالی ِ آسمان پيچيد
کتاب‌هایِ بسته
خاک از تن تکاندند به افسوس
خطی بر کتابِ کهنه نشست قرمز

آسيابان پير اما
نگاهی به گرفته‌یِ آسمان انداخت
زمزمه کرد آرام
نزديک است باران
باران در رمل و اسطرلاب نگنجد
آسمان را نُه پری است رقصان
سياه‌معادلات را در کوزه کنيد
دانايی‌‌تان را در شيشه کنيد

پریِ عاشق و بی‌قرار
به گرد ِ مهر چرخيد و چرخيد
عشق در دايره‌یِ بسته بماند
آسمان خنديد

Baoba | 4:10 PM

Comments: پريان ِ رقصان