March 13, 2006
سلام
پوستهیِ نازک شکافت
جوانه سرک کشيد
به هوا گفت: سلام
نسيم بر همه شاخهها دست کشيد
تن ِ هر گياه در افسونِ دستاش لرزيد
خرمن خرمن، جوانه و شکوفه چتر گسترد
به دشت گفت: سلام
ابر يکنفس و بیتاب گريست
پرتوی آفتاب در نمناکِ چشمانِ خورشيد شکست
کمانِِ هفترنگ بر آسمان خميد
به زمين گفت: سلام
درختِ خسته نوازش ِ نسيم پس زد
شاخههاش يکرنگ و برهنه ماند
رو به مرگ کرد
به تبر گفت: سلام
Baoba | 2:21 PM
Comments: سلام