باغ اندیشه
$نیک اهنگ --»»
$عصیان --»»
$یک پزشک --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$بامدادی --»»
$زنِ روزهای ابری --»»
$مزيدی --»»
$پيكوفسكی --»»
$ققنوس --»»
$چای داغ --»»
$جمهور --»»
$ديده‌بان محيط زيست
$ديده‌بان كوهستان
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$گوش‌زد
$ف.م.سخن
$بائوبا
$نارنجی
$توكا
$تا دانه!
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

February 1, 2006

زمزمه‌ای در شهر

زوزه‌یِ باد
آميخته با گردی از برف
گویی يکی از بالای بام
يا پشتِ ابری تيره
فوت می‌کند گرد ِ سپيد
دانه دانه
محو و گم

گرد ِ مرده پاشيده‌اند بر شهر
بر مردمانِِ گيج و بی‌خود از خود
بهر ِ تفسير يا معنابخشيدن
بر همهمه‌یِ دودآلوده و نامفهوم خيابان
نيست حتی
آواز ِ گنجشکِ سرمازده‌ای

آهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای!
يکی هست که فرياد يخ‌زده‌ام را پاسخ دهد؟
هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان!
ای خيل ِ مرده‌گان،
ای آدمک‌هایِ کوکی،
گرد مرده را از تن بتکانيد
فريادی برکشيد
ناله‌ای سرکنيد
اشک ريختن سودی نبخشد
اشک‌ها بر گونه يخ می‌زنند

آهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای!
يکی هست که فرياد يخ‌زده‌ام را پاسخ دهد؟
پژواکی هم بازنيامد
کنگره‌هایِ کژومژ ِ ديوارها
و سوراخ‌هایِ موش ِ درونِ درزها
فريادهایِِ ‌مرا بلعيدند

بر شهر گرد ِ مرده پاشيده‌اند
بر مرده‌گان کوک بسته‌اند
زمزمه‌ای نامفهوم از جنگ و کشتار
در هوایِ مسموم ِ شهر پيچيده است
اما
ویرانه‌نشینان را
هیچ باک نباشد از ویرانه‌گی
آوخ!
کسی از مرگ بيم‌ناک نيست
مرده‌گان را کشتن؟
کار دلقکان است


بر شهر ِ مرده‌گان
بر آدمک‌هایِ جنبان
بر مترسک‌هایِ پوشال‌ريخته
گرد ِ مرده پاشيده‌اند
آوخ!
مرده‌گان را
هراسی از مردن نيست

Baoba | 4:36 PM

Comments: زمزمه‌ای در شهر