باغ اندیشه
$نیک اهنگ --»»
$عصیان --»»
$یک پزشک --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$بامدادی --»»
$زنِ روزهای ابری --»»
$مزيدی --»»
$پيكوفسكی --»»
$ققنوس --»»
$چای داغ --»»
$جمهور --»»
$ديده‌بان محيط زيست
$ديده‌بان كوهستان
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$گوش‌زد
$ف.م.سخن
$بائوبا
$نارنجی
$توكا
$تا دانه!
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

January 26, 2006

زنگار

دل‌ام گرفته است
آسمان هم، سخت گرفتار ابرست
دو روز است که می‌بارد و می‌بارد
سيلابی خروشان، بر کفِ خيابان
می‌رقصد و می‌خندد
موش‌ها، از جوی‌های پُرزباله‌ گريخته‌اند
و يکی، آواز ِجفت‌خواهی ِ گربه‌هایِ نرمست را
هم‌راه با گِل‌ولای و لجن
از تن ِ جوی و دفتر ِ کوچه
شسته است

دل‌ام چو آسمان نيست
در پس ِ همه‌ لايه‌هایِ ابر
خورشيد، جام ِ زرين در دست
به‌انتظارست
ديرترک يا زودترک
خواهد آمد با سکه‌هایِ زر
اما بر دلِ ِمن
شبی مانا چو ديو ِ سياه
سيه‌چادر گسترده است

باران می‌بارد و می‌بارد
ابرها، به جایی دگر خواهند رفت
سياهی اما
هم‌راه با چرکابه‌یِ زخم
بر دل‌ام، می‌ماند

Baoba | 3:19 PM

Comments: زنگار