December 19, 2005
نفریننامه
خدایَش هفتاد بار بکُشد آن کورمَردِ خانهبهدوش را که هر چندگاه يکبار، سرایِ نيممتروکه به بهانهای به ديگری واگذارد يا در ببندد و متروکهاش در گوشهی جنگل رها کند و به ناکجایِ دگر کوچ کند و نشانی هم بر هيچکس آشکارنکند که مرا تمامی تَن، از بسياریِ جستوجو در ميان اين تارهایِ عنکبوت، بس چسبنده و ريشريش گشتی.
الاهی در ميان همين تارهایِ چسبنده و آن نيش ِ گزندهیِ عنکبوت، تا به ابد گرفتار آيد!
آمين.
Baoba | 9:00 AM
Comments: نفریننامه