باغ اندیشه
$نیک اهنگ --»»
$عصیان --»»
$یک پزشک --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$بامدادی --»»
$زنِ روزهای ابری --»»
$مزيدی --»»
$پيكوفسكی --»»
$ققنوس --»»
$چای داغ --»»
$جمهور --»»
$ديده‌بان محيط زيست
$ديده‌بان كوهستان
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$گوش‌زد
$ف.م.سخن
$بائوبا
$نارنجی
$توكا
$تا دانه!
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

December 19, 2005

نفرین‌نامه

خدایَ‌ش هفتاد بار بکُشد آن کورمَردِ خانه‌به‌دوش را که هر چندگاه يک‌بار، سرایِ نيم‌متروکه به بهانه‌ای به ديگری واگذارد يا در ببندد و متروکه‌اش در گوشه‌ی جنگل رها کند و به ناکجایِ دگر کوچ کند و نشانی هم بر هيچ‌کس آشکارنکند که مرا تمامی تَن، از بسياریِ جست‌وجو در ميان اين تارهایِ عنکبوت، بس چسبنده و ريش‌ريش گشتی.

الاهی در ميان همين تارهایِ چسبنده و آن نيش ِ گزنده‌یِ عنکبوت، تا به ابد گرفتار آيد!

آمين.

Baoba | 9:00 AM

Comments: نفرین‌نامه