باغ اندیشه
$مزيدی --»»
$یک پزشک --»»
$بامدادی --»»
$نیک اهنگ --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$عصیان --»»
$توكا --»»
$تا دانه! --»»
$ديده‌بان كوهستان
$پيكوفسكی
$ديده‌بان محيط زيست
$چای داغ
$بائوبا
$جمهور
$ف.م.سخن
$نارنجی
$زنِ روزهای ابری
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$ققنوس
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$گوش‌زد
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

December 15, 2005

بشکسته‌ها

دل‌ام که شکست
رفت‌گر ِ پير، نالان، اسیر ِ بستر بود
آبگينه‌ها با خشک‌برگ‌ها
بر کفِ کوچه پراکنده بماند
کودکی بگذشت
درخشش ِ آبگينه مسخ‌اش کرد
خم شد و چهره در هزارپاره‌ بديد
دستی دراز شد تا چهره از برگ بردارد
دستی بُريد و بشکسته‌دلی
باز بشکست و بشکسته‌تر شد
چشمی تر شد
قطره‌خونی بر شکسته‌دل‌ام چکيد
خونین‌دل‌ام، خونين‌تر شد.

وین هرباره شکستن را
نباشد هیچ پایان
هر خرده‌آبگينه‌یِ دل
بشکند باز هزاران بار
در نازک‌دستانِ پاکِ کودکانِ
در بلورينه‌خيال ِ خام‌مردان
در رنگين‌‌رويایِ نودختران
در هر ريزش ِمه‌تاب
در هر خروش ِآسمان
در هر زبانه‌یِ آتش ِگل‌گونِ افق
در هر رنگارنگِ کرانه پس از باران
در هر آه و در هر افسوس
در هر لغزش شورآبه بر پريده‌گونه‌ها
در هر بغض ِفروخوده
در هر خميدنِ گردن
در هر ناتوان‌اوفتادن بر شکسته‌زانوان
در هر کوبش ِ کوبه‌ بر بسته‌در
در هر نوميدی و يأس
در پس ِ هر اميد و آرزو
در هر بار رفتن ِ بی‌بازگشت

Baoba | 2:15 PM

Comments: بشکسته‌ها