November 28, 2005
نقش و نقش
در آشيانِ نقش و مهر
در میانِ رنگينکمان ِ نقشها
و نمنم ِ آبی ِباران
که میتراود از سرشاخههایِ خيس
درختانی رها از ريشهها
ساقهها پيچيده بر هيچ
و تن رهاکرده بر باد
...
ندانست مرد هرگز
گيج و گنگ، مست و تَردامن
کجا گمشد و دل بگذاشت
در کدامين گوشه و نقش
در پيچوخم ِ نرم ِطرحها؟
در معجزتِ شگفتِ رنگها؟
يا در پيچيدهعطر ِ يک رويا
روياییِ گنگ و مات از دستانی آغشته به رنگ
سپيدارشاخهای خیس و آبچکان
و قلممو بر دست!
برایِ او و سپيددستانِ رنگیاش
Baoba |12:40 AM
Comments: نقش و نقش