October 20, 2005
نقشی از رویا
بسترم به بویِ آسمان آغشته شد
به عطر تند ِ ستارههایِِ سرخ
به شتابِِ هميشهگی ِ شهابهایِ سرگردان
و بویِ فوارهیِ مهتاب
که بر من
گلهایِ نقره باريد
ابری دلاش شکست
دم ِ گرم ِ تابستان اما
نهشکست
گلهایِ آويخته بر ديوار
در رنگينکمانِ پيچکهایِ خشک
به هزار ناز
بهشکفتند
خرمالوهای سبز و کال
تن ِ گساشان
گلگون شد
بستر خيس شد
هوا از گردش ایستاد
سپيده در ترديد پای سست کرد
شبِ ريزش ِ آسمان
تا دوردستِ زمان گسترد
آسمان خالی شد
خاکِ باغچه ستارهباران شد
رقص ِ نور در حوضکِ رويا
بستری در پولکِ مهتاب و آبی ِ خواب
سپيده شرمگين و سرخ
درپس ِ افقی دور
آهکشان بماند
Baoba | 1:45 PM
Comments: نقشی از رویا