باغ اندیشه
$نیک اهنگ --»»
$عصیان --»»
$یک پزشک --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$بامدادی --»»
$زنِ روزهای ابری --»»
$مزيدی --»»
$پيكوفسكی --»»
$ققنوس --»»
$چای داغ --»»
$جمهور --»»
$ديده‌بان محيط زيست
$ديده‌بان كوهستان
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$گوش‌زد
$ف.م.سخن
$بائوبا
$نارنجی
$توكا
$تا دانه!
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

August 6, 2005

چرخ و فلک

گفتا: "خطی بکش قرمز و پررنگ
بين ِ انبوهه‌یِ شايد و نشايدها
که بس حيران گشته‌ام از چکاچکِ نبايدها"
نازنين پرسایِِ پوينده
چه پرسی ازین پرگار ِ سرگشته؟
بس آشفته، فرومانده در شگفت
از پیچاپیچ ِ اين دنيای خميده
خطی نيست
نقطه‌ای نيست
نمانده است مرزی
بين اين‌جا و آن‌جا و هرجاها

در اين وادیِ تيره‌گی‌ها
لهيده و خميده‌پشت‌ام
به‌زير ِ آوار ِ پرسش‌ها
رنگ‌هایِ خشک‌دشتِ بودن‌ام
درهم آميخته‌است به کاردکِ اندوه
چرک‌آبِ پایِ سرنوشت
کشيده بر هر گوشه
ردی از اندوه
رنگ‌ها بس درآميخته و مبهم
اما همه: تيره و مات و سياه

در من سال‌هاست بی‌ترديد
نه خشمی برای کين‌توزی و خروشيدن
نه دلی برایِ باختن و مهرورزيدن
نه آرزويی برای ماندن و پيله‌بستن
نه بال ِ نابشکسته‌ای برای پرواز
نه جشم ِنابسته‌ای برای روياها
نه گوشی برای زمزمه‌ی پر وسوسه‌یِ آب‌شار
نه سری برایِ سرمستی
نه توش و توانی برای راه‌پوييدن

فسانه‌یِِ بودنِ من ديری است
شمارش ِ گنگِ ناگزير ِ روزهاست
دل‌آشوبه‌یِ ترش و تلخی
از سرگيجه‌یِ اين چرخ و ‌فلکِ دوار

يک دور دگر هم رفت
دوری دگر از نو، بايد
برگرداندنِ همه دردهایِ فروخورده
يا آرزوهایِ تندبلعيده و خام
در پایِ اين چرخ ِ‌فلک، رودی زرد
از تلخ‌آبه‌هایِ زهرآلود جاری‌است
دوری دگر و سرگيجه‌ای
و چرخش هم‌چنان، در گردونه‌یِ بايدهاست.

Baoba | 5:16 PM

Comments: چرخ و فلک