باغ اندیشه
$مزيدی --»»
$یک پزشک --»»
$بامدادی --»»
$نیک اهنگ --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$عصیان --»»
$توكا --»»
$تا دانه! --»»
$ديده‌بان كوهستان
$پيكوفسكی
$ديده‌بان محيط زيست
$چای داغ
$بائوبا
$جمهور
$ف.م.سخن
$نارنجی
$زنِ روزهای ابری
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$ققنوس
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$گوش‌زد
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

August 10, 2005

آوار ریخته بر راه

کوره راهي پيچاپيچ، پرخم
پيش ِ رو ناپيدا
بر قفا مويه‌ای خاموش
ناله‌هايی جان‌فرسا
هرچه نيک و شاد، پشتِ سر
هرچه زار و زرد، پيش ِ روی
می‌پوشاند هر گام ِ رفته را
تخته‌سنگی تيز
راهِ بازگشت به‌آوار بسته

هزار نقش ِ رنگ‌رنگ در قفا
هزار سنگ‌پاره‌یِ برّا به پيش‌واز
نگاه اما
هم‌چنان به پشت و پس
به روزگار ِ رفته
به يادهای نخ‌نما و پوسيده
به گل‌های بوييده و نبوييده
گوش به آوازهای شادمانه
دل مانده در میانِ راه
جان هماره به حسرت
لب گزيده به افسوس
کودکی و هزار پرستویِ خيال
آسمانی پرستاره و رنگين
جوانی و هزاران گل ِ آرزو
سرخ و رنگين و عطرآگین
شرابی زلال و ناب
از تمنايی ديرين

دل ‌خسته از ماندن
روح در ماندآبِِِ درد در بند
پای خسته از رفتن
کُند و کُندتر، اما ناچار
هر نگاهی بر قفا
نزايد جز دردی جان‌کاه
جز حسرتی بی‌انجام
جز خراشی بر جانِ بی‌پناه
پوسته‌یِ روح پیوسته زخمی
اما
می‌کشاند هربار دستی سنگين
دل را دگربار و هزار‌باره
به پستوی ِِ روشن ِ يادگارها

Baoba |12:30 AM

Comments: آوار ریخته بر راه