باغ اندیشه
$نیک اهنگ --»»
$عصیان --»»
$یک پزشک --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$بامدادی --»»
$زنِ روزهای ابری --»»
$مزيدی --»»
$پيكوفسكی --»»
$ققنوس --»»
$چای داغ --»»
$جمهور --»»
$ديده‌بان محيط زيست
$ديده‌بان كوهستان
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$گوش‌زد
$ف.م.سخن
$بائوبا
$نارنجی
$توكا
$تا دانه!
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

July 4, 2005

سیاهی

بادی ورزيد
شمع کورسويی بزد
سياهی تکانی بر پشت درهم‌فشرده‌اش داد
برگی لرزيد

شمع که فرومرد
سياهی دستی بر شب کشيد
سرما بال گسترد
تک‌گلی بسته شد
بوفی ناله‌ کرد
آب از جنبش بماند
برگی لرزان از شاخه فرواوفتاد

شمع که فرومرد
سياهی پادشه شد
روشنا در يادها بمرد
آب‌ِ ساکن به لجن نشست
رودخانه مرداب شد
قايق‌ران، پير و فرتوت شد
برگ‌ِ ريخته بر زمين پوسيد

شمع که فرومرد
ستاره‌ای در آسمان نماند
کهکشان تاريک شد
آسمان سياه و زمين سياه
آب راکد و درخت خشکيده
روشنا در خاطره‌ها نيز بمرد

سياهی بر پهنه‌یِ هستی گسترده شد
سرما جاودانه شد
لب‌خند فسانه شد
غنچه‌ها نشکفته پلاسيد
مارها هريک اژدهايی شدند
با هزاران سر

شمع که فرومرد
باد به قهر برفت
روشنا را از يادها بربودند
خواب در سياهی
خواب بی‌رويا
خواب در تفِ سرخ تب
تن‌های سست و رخوت‌زده را پرکرد
رقص مرده‌گان در سياهی‌ای بی‌پايان
خزش مارهای اژدها بر بيابان بی‌کران
تنها تکانه شد
سياهی گسترده شد


Baoba | 5:06 PM

Comments: سیاهی