باغ اندیشه
$عصیان --»»
$نیک اهنگ --»»
$یک پزشک --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$بامدادی --»»
$زنِ روزهای ابری --»»
$مزيدی --»»
$پيكوفسكی --»»
$ققنوس --»»
$چای داغ --»»
$جمهور --»»
$ديده‌بان محيط زيست
$ديده‌بان كوهستان
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$گوش‌زد
$ف.م.سخن
$بائوبا
$نارنجی
$توكا
$تا دانه!
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

June 22, 2005

صفر و یک

گرفتار به دوران و سرگيجه
پندار همه آشفته و گنگ
شک ميان صفر و یک
این بار اما پرسش
بودن یا نبودن نیست
مساله این است:
ماندن یا شدن؟
خاموشی و سکون یا برجهیدن و جنبش؟

برگ‌ها در گرمای چهل درجه
می‌خشکند بی‌آوا
بوی خشکی و پوسيده‌گی
خاک را می‌آلايد

پيچيده است خروش تبر
در ميان نهالک‌های نازک
پرنده‌گان
ترسيده از برق چرب تفنگ‌ها
و دندان‌های زرد شکارچيان
در گرماگرم تيرماه
کوچ می‌کنند

مردانی پوشيده درجامه‌های سياه
و زنجيرهای گران
بشکه‌های نفت را
بر خاک جنگل می‌ريزند
جرقه‌ای بس است
بايد رفت پيش از آتش
بايد جنيد پيش از سوختن

پندارم در پرسش و ترديد
بین صفر و یک
میان سکون و جنبش
ميان ماندن و شدن
ميان نشانه‌های بهت و ابهام

آسمان تيره است
از پرنده‌گانی با بال‌های کوچک
که کوچ می کنند در گرما
پيش از سوختن در آتش
جرقه‌ای است در راه

Baoba | 3:02 PM

Comments: صفر و یک