باغ اندیشه
$مزيدی --»»
$یک پزشک --»»
$بامدادی --»»
$نیک اهنگ --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$عصیان --»»
$توكا --»»
$تا دانه! --»»
$ديده‌بان كوهستان
$پيكوفسكی
$ديده‌بان محيط زيست
$چای داغ
$بائوبا
$جمهور
$ف.م.سخن
$نارنجی
$زنِ روزهای ابری
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$ققنوس
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$گوش‌زد
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

April 30, 2005

برگِ بی‌تاب

چه ابله است آن درخت
که به واپسين برگِ سبزی
دل خوش کرده است!
برگ سبز نازکی
که تاب ماندن‌اش نيست
از پژمرده شدن بر شاخه
از فروافتادن بر خاک
از خرد شدن و شکستن
به زير پای ره‌گذری نابينا
سخت می‌هراسد

کرمی سبز و مهيب
هماره گرسنه‌یِ سبزينه‌ها
می‌لولد آرام بر شاخه
بند بند ِ تن لزج‌اش
نزديک‌تر می‌شوند به برگ
برگ اما
افسانه‌یِ رهايی را
در ميان دهان کرم می‌جويد

يگانه برگِ سبز
آخرين يادگار جوانه‌ها
دردت به جانِ درخت
اندکی تاب آر
کمی بيش بپای

شاخه‌ها می‌لرزند
نسيمی نيست
کاش کرم ِ آزمند
آن سيری‌ناپذير همه دوران
از شاخه بيافتد!

چه ابلهانه است نازيدن
بر تک‌برگِ سبزی
که سودایِ ماندن‌اش نیست
یکی گفت:
درختان ایستاده می‌ميرند
ندانست اما
درختان بی‌برگ و جوانه می‌ميرند

بی‌يگانه سبزبرگِ نازک
نيست تمنايی به ‌آب
ريشه‌ را بايد
بيرون کشيد از تن ِ خاک
خشکاند در هوایِ بی‌برگی

کرم سبزی
با دهانی پر
با شاخک‌هايی هم‌چنان آرزومند
و اشتهایی پايان‌ناپذير
از شاخه‌ای لرزان
فروغلتيد ناگاه

Baoba | 9:48 AM

Comments: برگِ بی‌تاب