باغ اندیشه
$عصیان --»»
$نیک اهنگ --»»
$یک پزشک --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$بامدادی --»»
$زنِ روزهای ابری --»»
$مزيدی --»»
$پيكوفسكی --»»
$ققنوس --»»
$چای داغ --»»
$جمهور --»»
$ديده‌بان محيط زيست
$ديده‌بان كوهستان
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$گوش‌زد
$ف.م.سخن
$بائوبا
$نارنجی
$توكا
$تا دانه!
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

March 20, 2005

بانگِ خروس

ميمونی از شاخه‌ جهيد
و خروسی ناتوان
از بالای شاخه‌آی ديگر
پريد و بر زمين افتاد

زمين سياه بود
از همه اداهای مسخره
از همه نامبارکی و ناميمونی
از سالی درازتر از هر سال
زمين در انتظار سبز شدن
خميازه می‌کشيد خسته‌دلانه

و قلبِ زمين
سخت بوی‌ناک بود
از انباشتن ِ مرده‌گان
از دفينه‌یِ‌ اميد و آرزو شدن
و زمين
در آرزویِ گل‌های‌وحشی
در حسرتِ شقايق‌ها
زمين تشنه‌یِ بویِ سبزينه‌ها

خروس بال‌ها را گشاد
بانگی برخاست
در فضایِ تهی ‌پيچيد
مرده‌گان در خاک جنبيدند
جوانه‌ها
کنج‌کاوانه سر برکشيدند
بوی بهارنارنج‌ها
پر شد در کوچه‌یِ يادها
رنگ بر دشت نشست
خروس دگرباره آوازی خواند
چشمان‌اش همه بسته
دل‌اش همه آکنده از اميد

آرزویِ روزی نو
آرزویِ سبز شدن
نگاهی به شکوفه
اميد ريزش باران
رويایِ آبی‌ها
بر تن دشت نشست
بر همه جان‌ها پيچيد
بر همه سرزمين زمستان
یخ‌ها آب شد
جویباری زلال روانه شد
چشم ِ خاک تر شد
ابرکی در آسمان خندید

گوش‌ها پر شد
چشمان به رنگ نشست
دل‌ها روشنا گرفت
از آواز خروس ِ چشم‌بسته
از رنگين‌کمان دشتِ شاد
از گردونه‌یِ زر بر گستره‌یِ آبی

رقص شکوفه‌ها با نسيم
بارش بهار نارنج بر زمين
آهنگِ هستی را
زمزمه‌یِ سرمستی را
بر سرزمين يخ‌ها بازآورد
رنگ می‌بارد از هر سو
بر تن ِ دشتِ زنده‌گانی
بر دل‌هایِ بگرفته
بر جان‌هایِ خسته

بانگ خروسی
می‌پيچد بر هر جا

Baoba | 8:46 PM

Comments: بانگِ خروس

خروس .. بیدار گر از خواب شامگاهی، .. آمده است امسال تا پیام آور بیداری ما ایرانیان باشد،... باشد تا بیدار شویم و راه خود را بازگشاییم..

محمد جواد طواف | March 20, 2005 10:02 PM

سبز جنگل تيره درود
اميد که در اين سال جان خستگان را روشنايي اميد شعله ور کند
شراب ناب کلامت اکنون خستگي را تنم زدود گر چند با رنجي بسيار بر سر سفره هفت سين نشستم .
رنگ مي بارد از هر سودر کلامت و جوانه هاي سبزينهخ کلامت اميد را در دل ما زنده نگاه مي دارد
سالي نيک را براي سبز کلام آرزومندم

COLD ASH | March 21, 2005 1:31 AM

سال نو مبارک.
سالی پربار و سرشار از عشق و کامیابی برات آرزومندم.

کاپیتان نمو | March 22, 2005 3:59 AM