February 12, 2005
با تو هستم گوشدار
ای نازنينترين
هرگز نخواهم نوشت
از روز دلدادهگان
هرگز نخواهم گفت
از دلدار و دلبر
هرگز نخواهم فرستاد
سبدی از گل سرخ
گلهايی خوشرنگ و زيبا
اما بیخار و بیعطر
هرگز عشق را
با عروسکی رنگين
يا کارتی خوشنقش
به سخره نخواهم گرفت
هرگز
هنوز از نقش قلبی
يادگار روزهای دور
روزهای خامی و سادهگی
بر تن خستهام
خون میچکد
دلی نيست
دلدادهای نيست
همه افسانهی جوشش مهر است
از قلبِ تنهايی
از سرخ ِ آرزو
از آبی ِ رويا
از گدازههایِ جوانی
ما همه عاشق بوديم
نه بر دلدار
که بر نقش عشق
که در تب آرزو میجوشيد
سرخ ِ سرخ
هنوز از نقش قلبی
خونابهای داغ داغ
سبز و زرد
میچکد آرام و بیآوا
لابهلای شاخهساری سرد
شاخههایی برهنه و عريان
و ما همه واله و حیران
هم چنان
عاشق ماندهایم و سرگردان
بر نقش عشق
بر آرزویی خام
شايد که ما را در واديشان راه نيست... در وادي آنها که روز دلدادگان عشق را با عروسکي رنگين به سخره ميگيرند ...يا شايد هم نمي گيرند کسي چه ميداند...
[
Mahya ] | [February 12, 2005 2:57 AM ]
شايد که ما را در واديشان راه نيست... در وادي آنها که روز دلدادگان عشق را با عروسکي رنگين به سخره ميگيرند ...يا شايد هم نمي گيرند کسي چه ميداند...
[
Mahya ] | [February 12, 2005 2:57 AM ]
بهار شد
باد پيچيد در لابلاي شكوفه ها
زير چتر سبز
نسيم خنديد
زمين سبز شد
...
آري ، دوباره بهار خواهد شد و ... دوباره بهار خواهد شد و ... دوباره ! آري . راست ميگويي : ما همه عاشق بوديم نه بر دلدار ، كه بر نقش عشق! و عشق آن بهاران دور ديروز ي ، امروز در اين دوباره بهار چه سخت غريبه مي آيد ! و روي بوم ها و كاغذها رنگ و لعاب آشناي تازه ي ديگري دارد و شايد به قول سهراب روزگار ما :
خاصيت عشق اينست !
[
nazli ] | [February 12, 2005 9:22 AM ]
دوست من :
میشود از هر فرصتی و از هر وسیله ای برای بیان دوستی استفاده کرد...
مگر چه اشکال دارد؟
[
دوست ] | [February 14, 2005 1:55 PM ]
دوست من :
میشود از هر فرصتی و از هر وسیله ای برای بیان دوستی استفاده کرد...
مگر چه اشکال دارد؟
[
دوست ] | [February 14, 2005 1:56 PM ]
دوست من :
میشود از هر فرصتی و از هر وسیله ای برای بیان دوستی استفاده کرد...
مگر چه اشکال دارد؟
[
دوست ] | [February 14, 2005 1:58 PM ]
دوست من :
میشود از هر فرصتی و از هر وسیله ای برای بیان دوستی استفاده کرد...
مگر چه اشکال دارد؟
[
duost ] | [February 14, 2005 1:59 PM ]
ساقیا پیمانه پر کن
شايد که ما را در واديشان راه نيست... در وادي آنها که روز دلدادگان عشق را با عروسکي رنگين به سخره ميگيرند ...يا شايد هم نمي گيرند کسي چه ميداند...
[ Mahya ] | [February 12, 2005 2:57 AM ]شايد که ما را در واديشان راه نيست... در وادي آنها که روز دلدادگان عشق را با عروسکي رنگين به سخره ميگيرند ...يا شايد هم نمي گيرند کسي چه ميداند...
[ Mahya ] | [February 12, 2005 2:57 AM ]بهار شد
[ nazli ] | [February 12, 2005 9:22 AM ]باد پيچيد در لابلاي شكوفه ها
زير چتر سبز
نسيم خنديد
زمين سبز شد
...
آري ، دوباره بهار خواهد شد و ... دوباره بهار خواهد شد و ... دوباره ! آري . راست ميگويي : ما همه عاشق بوديم نه بر دلدار ، كه بر نقش عشق! و عشق آن بهاران دور ديروز ي ، امروز در اين دوباره بهار چه سخت غريبه مي آيد ! و روي بوم ها و كاغذها رنگ و لعاب آشناي تازه ي ديگري دارد و شايد به قول سهراب روزگار ما :
خاصيت عشق اينست !
دوست من :
[ دوست ] | [February 14, 2005 1:55 PM ]میشود از هر فرصتی و از هر وسیله ای برای بیان دوستی استفاده کرد...
مگر چه اشکال دارد؟
دوست من :
[ دوست ] | [February 14, 2005 1:56 PM ]میشود از هر فرصتی و از هر وسیله ای برای بیان دوستی استفاده کرد...
مگر چه اشکال دارد؟
دوست من :
[ دوست ] | [February 14, 2005 1:58 PM ]میشود از هر فرصتی و از هر وسیله ای برای بیان دوستی استفاده کرد...
مگر چه اشکال دارد؟
دوست من :
[ duost ] | [February 14, 2005 1:59 PM ]میشود از هر فرصتی و از هر وسیله ای برای بیان دوستی استفاده کرد...
مگر چه اشکال دارد؟
ساقیا پیمانه پر کن