باغ اندیشه
$نیک اهنگ --»»
$عصیان --»»
$یک پزشک --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$بامدادی --»»
$زنِ روزهای ابری --»»
$مزيدی --»»
$پيكوفسكی --»»
$ققنوس --»»
$چای داغ --»»
$جمهور --»»
$ديده‌بان محيط زيست
$ديده‌بان كوهستان
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$گوش‌زد
$ف.م.سخن
$بائوبا
$نارنجی
$توكا
$تا دانه!
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

December 20, 2004

شب یلدا

باز شب يلدا
ياد مادر
دانه‌‌انارها و گل هندوانه
بر همه مُهر مهر او
می‌نشاند دست‌های‌ش
عطر و شيرينی
بر دانه‌های مشکل‌گشا

شب يلدا بود و قصه‌ها
می‌شد شب کوتاه‌
با آهنگ يک صدا
قصه‌ی مرد زندانی
و آجيل مشکل‌گشا

اما اينک شب قطبی
نشسته است بر دل
تاريک و بی‌انتها
به درازای اندوه داشته‌ها
و حسرت رفته‌ها

برفت آن همه رنگ و روشنا
و گم‌شد
سرخی از دل انارها
شهد از گل هندوانه
گشايش از آجيل

قصه‌ها شد غصه‌ها
خنده‌ها شد ناله‌ها و مويه‌ها
سوز و سرما هر کجا
روز و شب هم شد سياه
رنج اما بی‌انتها
ای وای
شادمانی، زنده‌گانی
هرچه بودست
هرچه هست
يک‌به يک باشد تباه

Baoba | 2:22 PM

Comments: شب یلدا