آدمکها، کپکها و کبکها
آدمکهايی بس جدی
با چشمانی مهربان و درخشان
با نگاهی به دوردست زمان
در ميان هياهوی اين دوران
کر و کور
اما
گويا و سخنگو
بر دستهاشان پارههای نان
نانهايی که تازه بودند شايد
پنجاه يا سی سال پيشترک
آدمکهايی جدی و گويا
با نانهای کپکزدهی سبز
دهانهاشان
همه بوی ماندهگی
بوی نا و پوسيدهگی
أکنده از واژههايی مرده
آدمکهايی چو کبکها
سر فروبرده در برفی سپيد
آدمکهای جدی و سخنگو
دلگرم از پربودنِ دست
دلشاد به ازبربودنِ قصههای کهن
فراموششده و رنگ باخته
نزد آنان اما
بس زنده و پوينده
آدمکهایی با چشمانی پوشیده به یک پرده
جدی و گویا
چشمهاشان بر کپکها کور
مشامهاشان از بوی لاشه آکنده
نان تعارف میکنند به مهربانی
فرياد میدارند بر هر گوش:
"نان دارم، نان
نانی خوشگوار و خوشمزه
راهکار زندهگی و آينده
گريز از گرسنهگی ماننده
نان دارم، نان"
بائوباي عزيز درود
از دستهاي گرم تو
كودكان توامان آغوش خويش
سخن ها ميتوانم گفت
غم نان اگر بگذارد !
نغمه در نغمه در افكنده
اي مسيح مادر ، اي خورشيد !
از مهرباني ي بي دريغ جانت
با چنگ تمامي ناپذير تو سرود ها ميتوانم كرد
غم نان اگر بگذارد !
رنگها در رنگ ها دويده ،
از رنگين كمان بهاري ي تو
كه سراپرده در اين باغ خزان رسيده برافراشته است
نقش ها ميتوانم زد
غم نان اگر بگذارد !
چشمه ساري در دل و
آبشاري در كف،
آفتابي در نگاه و
فرشته يي در پيراهن،
از انساني كه تويي
قصه ها ميتوانم كرد
غم نان اگر بگذارد !
( شاملو - غزلي در نتوانستن )
nazli | December 19, 2004 11:57 AM
درود بر همیشه سبز سرفراز.
بر آدمکها خرده نتوان گرفت به آنها آموخته اند زندگی جز زنده ماندن نیست و نان اسباب زنده ماندن و قفس ( بخوان چار چوبها ! ) جای وسیع و امنیست ! که در وسعت آن ! میتوان سوار بر امواج باد !!! به قله های خور و خواب و خشم و هوت رسید و یا در وسعت بی کران مرداب ! سر خوش از شمیم دل انگیز لجن ! با ولی نعمتان زالو ! و کرمهای بزرگوار ! نشست و جرعه روزمرگی در کاسه سر نیلوفرهای وحشی!!! نوشید و آنگاه سرمست بر سبزینه گی دشت کپک زده سنت غلطید !!! و از عشقه های اسطوره !!! بالا رفت ...آری برای آدمکها نان به وسعت ادراکشان همه زندگیست...
همیشه مانا و سربلند باشی
مهرام | December 19, 2004 12:37 PM
سلام بائوباي نازنين ... مدتهاست که اين آدمکها ، روزگار را در دستان خود دارند و بايد مانند کبکان سر در برف فرو برد تا در بي نشاني آنان گم نگشت...
مريم | December 23, 2004 9:21 PM
A ... is haunting the world - the ... of communism. by online poker
online poker | December 23, 2004 10:54 PM