December 17, 2004
بخوان از قامت بشکستهی دیوارها
گر از زمزمهی ستارهگان رخشان درنيافتی
گر از جنبش نرم برگها بازنخواندی
گر از هياهوی باد نشنيدی
گر از عطر نسيم نبوييدی
گر در ريزش بیامان ابر نديدی
گر از رقص مستانهی تگرگ نخواندی
گرت خيسبرگِ زرد ندا ندادی
گرت تپش سکوت جنگل بازنگفت
گر ابرهای گريان شبانگاه فرياد نکردند
بر ريزش نقرهی مهتاب برخوان
از ديوارهای شسته به باران برخوان
از شيشههای بخارگرفتهی خوابآلوده بپرس
از سرخفام اشکآلودهی ابرها برخوان
از شوريدهگی تگرگهای رقصان بازشناس
از حبابهای خروشان جوی باران بشنو:
گر بگویم که مرا با تو دگر کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد، کاری هست
Baoba |12:01 AM
Comments: بخوان از قامت بشکستهی دیوارها
فقط بيت آخر خود گواهي دهد...:)
Mahya | December 17, 2004 3:17 AM