باغ اندیشه
اشكال در نمايش پيوندها
December 4, 2004

باغ اندیشه یا وادی خاموشان

دی‌شب برآن بودم تا نام دفتر ديگری را که بسته شد، تغيير دهم که به يک‌باره نگاهی به اين باغ سرمازده بيانداختم و بديدم که به آن باشد که نام باغ انديشه‌ را به وادی خاموشان يا دفترهای بسته و انديشه‌های خاموش و کلبه‌های وانهاده تغيير داد چرا که در اين چندين ماه برفته:

يکی ساز مخالف کوک‌کردن را ببوسيد و به ناپيدا پيوست،

وان‌دگر مهرسکوت بر لب زد.

دوستی بس گرامی ره‌سپار وادی خاموشان شد (نام وی تغییر بدادم که گویا همه‌گان راهیان و یا ساکنان دیار خاموشان‌اند).

خدای‌گان انديشه‌ که با دو دست و هر روز به اندازه‌ی کتابی در دفترهای خويش می‌نگاشت، به بودای خاموش دگرگون شد.

سام هفت کفش آهنين بپوشيد و هفت عصای آهنين بر دست بگرفت و پشت به دنيای آيينه‌های گوژ کرد و در پی آرمان‌های‌ش ره‌سپار بشد.

ستاره‌ای دوگانه خاموش شد و پس از آن سوسوزنان بازگشت.

ديگری ناپيدای دو جهان شد و زوزه‌کشيدن را کاری بچه‌گانه پنداشت و پس از آن فارسی نوشتن نيز وانهاد.

آبی نيک‌سرشت به يک‌باره از خويش و همه مردمان دل‌زده شد و سرخ و گل‌گون گشت و گه‌گاه قطره خونی از انگشتان‌اش در رگ‌های خشک دفتر بچکد.
و اينک:

آن نازنين دوست نيز آوای رفتن ساز کرده است و بی‌هيچ واژه‌ای آواز تلخ‌ ره‌سپاری‌اش به گوش می‌رسد. هرچند که از همان هنگام که تابوت را بازگرداند نيز زمزمه‌ی پشت‌سرنهادن اين سرزمين نماهای کژومژ از وی به‌گوش می‌رسيد.

آری، اين دو سه دوست بازمانده نيز گر دفتر بربندند، باغ انديشه را به تمام بتوان، چو اين سينه‌ی تاريک و يخ‌زده، گورستان آروزها و اميدها و یا یادمان یک باغ برخواند.

Baoba |10:10 AM

Comments: باغ اندیشه یا وادی خاموشان