یکی و دنیا
اين نوشتهی سهراب عجیب به دل مینشيند:
تو برای تمام دنیا یک نفری و برای یک نفر تمام دنیا
درود.
بي هيچ مقدمه ميگم کاملا با سهراب موافقم.
راستي دوست خوبم کاش ميشد عاشق شد. کاش...
هومن | September 16, 2004 10:38 PM
سلام. حرف حقيست!
_ البته تا آنجا كه ميدانم عين اين سخن يا دستم مضمون بسيار بسيار مشابهي را گابريل گارسيا ماركز دارد.
و البته از اين بگذريم كه من قال. مرا با ماقال كار است.
Sheen | September 17, 2004 12:09 AM
اما بائوبا ي عزيز ، من فكر ميكنم هيچ كس براي هيچ كس كافي نيست!
nazli | September 19, 2004 1:47 PM
نازنين پری باران، روشنای همه کهکشان، درود
دنيا هيچگاه برای هيچ کس کافی نبوده است.
گاهی که کسی میرود يا گماش میکنی، به يکباره تمامی کهکشان کوچکتر از ذرهای میشود و نفسی برای برکشيدن از سينه بيرون نمیآيد. در چنين حالی که همه رنگها بیرنگ و مات میگردد، درمیيابی که دنيایَت را از دست دادهای.
وای بر کسی که دنيايی نداشته باشد و به مردهگی روزگار گذراند.
بائوبا | September 19, 2004 2:16 PM