baoba

BAOBA

September 14, 2004

نماها و سایه

چندين نما هست ز من
يکی در آيينه
يادگاری از پدر
خطوطی از مادر
نقش گنگی از نياکان
که تنها نمايی است
در چشم شيشه‌ای آيينه‌ها
گر آریامردان
در ساليان دور
کوچ می‌کردند از کنار رود
اينک نمايی می‌بود
واژگونه، دگررنگ و دگرگونه

من نداشته‌ام نقشی
هیچ‌گاه
در برکشيدن اين چهره
شايد تنها
رد زخمی از خراشی دور
يادگاری از کودکی
از زمين خوردن و سنگ ناديدن
يا فروافتادن از درختی سبز

دست زمان اما
آرام و بی‌وسواس
می‌نهد هر روز بر آن
خطی دگر و يادگاری نهان
می ربايد
گه‌گاه رنگی از موی
می‌نشاند بر چهره ردی

نمايی دارم از خويش
در پنداری شيرين و خوش
که گه‌گاه می‌شکند
با سنگ واکنشی غريب
و من به حيرت
می‌مانم به تماشا
اين آشنا صورتِ غريبه را

و نمايی ديگر هم هست
بس خوش‌تراش
خوش آب و رنگ
بس نيک و مهربان
که به خط مهر کشيده‌اند
از دل به چشم
نيکان و مهربان دوستان
نمايی که پاک شده‌ست از آن
خطوط تيره‌ی بدی و بدخواهی

نقشی هم دارم بس سياه
تيره و بدگهر و بدادا
در چشم نامهربان بدخواهان
اژدهايی درون صورتکی نهان
دمان و خروشان و غران
بدخواه و بدسگال و بدنگاه

اين همه نقش گونه‌گون
اين همه نماهای غريب
در شگفت‌ام که نبوده‌ام
هيچ‌يک به تمام
سايه‌ای محو بوده‌ام تنها
در درازای کش‌دار روزان و شبان
نقش گنگی در گذرگاه زمان

گاه باريک و کشيده
گاه سياه و درهم تنيده
و تنها سايه‌ای از هيچ
بی‌وزن و بی مقدار
بی‌روشنا و بی‌اميد
از جسمی مات و کدر
در برابر پرتوی خورشيد

12:22 PM | Baoba

بائوباي سبز و پايدار تو فکر ميکني هيچ کسي هست که بتواند يکي باشد ؟ با يک نما ؟ يا اينکه حتي بتواند يکي از نماهايش را تمام باشد ؟!؟؟ من که فکر نميکنم ...

[ mahya ] | [September 14, 2004 12:31 PM ]


درود بائوباي عزيز.
منم همين رو ميگم. شاد باشي.

[ هومن ] | [September 14, 2004 6:57 PM ]


سبز انديشه درود
براي من هميشه نقش همان سايه بي وزن را داشته اي که در گرماي سوزان کوير پناهي براي آسودن و انذيشدن بود

[ خاكستر ] | [September 15, 2004 1:02 AM ]


يکی نيست پندی دهد اين دل ِ ناکوک

يا دست ِ نا آزموده را

که دستم کوک ِ ماهور می رود

دلم شور می زند...

[ نگار ] | [September 15, 2004 1:08 AM ]


بائوبا درود ... و نمايي ديگر هم هست :

مامني، تناور و مهربان و نمناك براي پرنده هاي خيس وقتي برگستره ي بيكران سبز-آبي ي دشت باران ميگيرد !

[ nazli ] | [September 15, 2004 11:47 AM ]



ساقیا پیمانه پر کن













تازه‌ترین نوشته‌ها

دل ِ خونین ِ سازها
ترسی نماند
سووشون
ناله‌ی ِ سرو
باغچه‌ی ِ سبز ِ اميدها

بایگانی نوشته‌ها

August 2010
January 2010
December 2009
August 2009
June 2009
March 2009
October 2008
September 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003

جستجو