باغ اندیشه
اشكال در نمايش پيوندها
September 8, 2004

واژه‌چکان

گاه چند واژه‌ای سرکی می‌کشند
از ميان خط دل‌تنگی‌ها
گاه چند واژه‌ای می‌چکند
از جوهر نوشتاری خرد
تا یکی فرياد دارد
از درون من
پرخروش و دردآلود، اما ناپیدا
بس نرم و بی‌آوا
که نفسی آمد و رفت
آری، نفسی می‌گذرد
خواه‌ناخواه

دلی می‌تپد هنوز این‌جا
هرچند تنها با تپش‌هايی گنگ
هرچند با تاک پوم‌های اندوه
هرچند با تپشی تلخ و جان‌فرسا

اندوه می‌پاشد هر دم
از بطن ام‌روز
و دهليز دی‌روزها
بر شاه‌رگ نيم‌بسته‌‌ی يادها

گاه چند واژه‌ای گنگ و نامفهوم
می‌چکند از نوک قلمی خسته
از سرانگشتی جوهرين
از درونی پرسوز و آتشین
اما سرد و يخ‌بسته
همه تلخ و سياه و سياه

Baoba | 8:32 AM

Comments: واژه‌چکان

مهربان بائوبا ، واژه چكان ، آبچكان نوك شاخه هايت هستند به وقت باران . وقتي هنوز آن قلب حك شده - آن رد زخم كهنه روي تنه ي درخت ، تپشي تلخ و گنگ دارد ...

nazli | September 8, 2004 8:52 AM

واژه را بايد شست... واژه بايد خود باد، واژه بايد خود باران باشد...

نگار | September 8, 2004 4:31 PM

مهربان بائوبا درود

از تذکرتان ممنونم ... هر چه مي خواهم در نوشته هايم کلمات عربي را فيلتر کنم بالاخره جايي چيزي از دستم در مي رود ... ؛« رفتن» را جايگزين عظيمت کردم ...

محمد | September 8, 2004 6:55 PM