خیانت
میگويد:
هنگامی که زن بهراستی عاشق میشود؛ فرجامِ کار ديوانهکننده است، چه اين تويی که موظفی خيانت کنی...
گويم: مرد یا زن ندارد. تو خيانتات را بکن و پی ِ دليل و برهان و بهانه مباش.
گر بر تو سخت دل بندد؛
خود را در ميان حصاری از مهر آنچنان اسير بينی
که به هر چارهای برای گريز دست يازی.
و چو بر تو دل بسته نباشد وان گه، نابستهگی را که وفا روا نباشد!
پروردگارا، تو نيک دانی که اين گِلسرشتهیِ تو در پیِ چه باشد.
پس مهر افزون کن و بهانهای نکوتر به وی الهام نمای.
ياد آر آن شبِ مستی آفرينش که شرابِ تهِ پيالهی خويش،
بر اين خاکِ پر شنريزه بريختی
و از گِل بازيچهای بسرشتی
که اينک جز به بوييدنِ تمامی گلهایِ باغ و دشت و کوه
و چيدنِ آن اندازه از آنان که دست و دامان پر کند،
خشنود نگردد.