باغ اندیشه
$نیک اهنگ
$یک پزشک
$مزيدی
$عصیان
$ایتالیا، ایتالیا
$كمان‌گير فارسی
$گوش‌زد
$Robo
$سيبستان
$بامدادی
$مانيا
$ديده‌بان كوهستان
$مهار بيابان‌زايی
$توكا
$جمهور
$پيكوفسكی
$بائوبا
$تا دانه!
$1984
$ف.م.سخن
$چای داغ
$ديده‌بان محيط زيست
$کوهیار
$کمان‌گیر
$زنِ روزهای ابری
$ديده‌بان
$کلاغ نه پر
$یهودی ِ سرگردان
$ققنوس
$نامه‌های سوشيانت
$آیه‌های وبلاگی
$نارنجی
$آريوبرزن
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$پژواک
$قلم‌هایِ سرخ
$زمانه
$سیری چند؟
$آفرودیت
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

August 3, 2004

کرم، ماهی، مرد

برقص ای کرم کوچک
دهانِ باز ماهی
در انتظارست

بخور ای ماهی ِ غافل
پيچ و تابِ قلاب
ترا می‌خواند

بگير ای مردِ ماهی‌گير
روغنِ داغ در تاوه
می‌جوشد بی‌تاب

پر شو ای دهانِ باز
زخم معده سر باز کرده
سوزش و خون‌ريزش
ناگزيرست

بخند ای خاکِ سرد
لاشه‌ای گرم در راه است
بخور ای کرم زير خاک
بنوش ای زالوی گرسنه
گوشت و خونِ لاشه‌ای
با بوی ماهی را

Baoba | 7:30 PM

Comments: کرم، ماهی، مرد

اينست زندگي ...وقتي زندگيو رو اينطوري تعريف ميکني از اسم خودم متنفر ميشم !:(

mahya | August 3, 2004 8:25 PM

man az do ghesmatesh khosham miyad... khordane mahi... khoftane dar khak... amma na... hamash zibast... ah cheghadr in dor zibast... avazesh man ye mahi mikhoram va lezzat mibaram.

satgean | August 3, 2004 9:53 PM

درود
مثل هميشه. واقعا دلم برايه نوشته هايت تنگ شده بود.
موفق باشي

هومن | August 3, 2004 11:35 PM

سلام!
چرخه‌ي مرگ و زنده‌گي‌ست ديگر! چه خوب حكايت دوارش را آمرانه و گريز ناپذير تصوير كرده‌اي.

فقط يك جدل سليقه‌اي زيباشناختي: در بند آخر دو بار لاشه به كار برده‌اي كه مرتبه‌ي اول‌اش با آن صفت گرم خيلي به من نچسبيد. مگر نه اين است كه اين جسد به محض بي جاني يخ مي‌كند؟ افت دمايش با يك سرماي معمولي واقعا فرق مي‌كند. من تجربه كرده‌ام لمس ِ ...

شين | August 4, 2004 9:13 AM

روباه سرگشته درود

بر آن نبودم که توضيحی دهم. اما چو پرسیده‌‌ای، می‌گويم:
لاشه‌اي که ياد کرد‌ام، گرم گرم است . از غرور و از دويدن‌ها و بی‌هوده‌گی‌ای که هزاران نام بر آن نهاده است. لاشه است و روحی در آن نيست. اما گرم است و نمی‌داند و نمی‌فهمد. خاکِ سرد هم دريچه‌ای به ادراک بر وي نگشايد که گرم گرم خوراک کرم‌ها و زالوها گردد.

بائوبا | August 4, 2004 9:29 AM

اين شعرا کار خودته؟ خيلي قشنگه!

heila | August 4, 2004 10:41 AM

مهربان سبز - آبي درود ، از رود و قلاب و خاك نوشته اي و آدمي ، كه بيشتر در فكر سيراب شدن جسم ست تا روح خسته اش ! گاه نوشته ها كوتاه اند اما انديشه را به پهناي دشت بيكرانه ي سبز- آبي ها ميگسترانند .

nazli | August 4, 2004 1:23 PM

مهربان سبز - آبي درود ، از رود و قلاب و خاك نوشته اي و آدمي ، كه بيشتر در فكر سيراب شدن جسم ست تا روح خسته اش ! گاه نوشته ها كوتاه اند اما انديشه را به پهناي دشت بيكرانه ي سبز- آبي ها ميگسترانند .

nazli | August 4, 2004 1:25 PM

خاک سرپوشی خوب برای کثافت کاری های انسانی است.
درود . مثل همیشه زیبا و خوب نوشتی.

pixelak | August 4, 2004 8:19 PM

واي چقدر قشنگ بود!

ذهن سيال | August 7, 2004 12:25 PM