baoba

BAOBA

June 10, 2004

بخوان

بخوان به‌نام آن که تارنما را آفريد و آدميان را در جادوی تارهای درهم‌تنيده‌ی عنکبوتی‌ی اين بزرگ‌ترين افسون‌گر قرن، سخت گرفتار ساخت.

3:15 PM | Baoba

اما انگار افسونگر خود توئي... که نمي دانم با کدامين ورد و جادو از هجا و آوا و واژه و جمله چنين معجون معجزه گري مي سازي که مرا تاب و جسارت نوشيدن آن نيست...

[ persona ] | [June 10, 2004 3:19 PM ]


بخوان.....

[ غزل... ] | [June 10, 2004 7:33 PM ]


تارهايي که در ان ها اسير شديم...

[ غزل... ] | [June 10, 2004 7:34 PM ]


بخوان به نام گل سرخ در صحاري کوير...
و اما بعد... هيچ درختي خود را تکرار نمي کند که در هر بهار شاخساري جديد متولد مي شود و سايه اي بزرگ تر مي سازد براي خسته گان بيابان... در طوفان هر زمستان شاخه هايي مي شکنند و اين چنين است که درخت تناور مي شود... سر بر مي کشد و استوار تر مي شود... هيچ موجودي در خود تکرار نمي شود اين است راز بقا و زيستن متکامل...
پايدارباشي... بي تکرار...

[ sherwood ] | [June 10, 2004 9:52 PM ]


این تارهای عنکبوتی اگر فایده ای داشته اند که دارند افسون زدائی از قدرت و آموزه های رسمی آن بوده است که امروز قدر قدرت قوی شوکتی که مردم کرور کرور خدای را از بابت چنین نعمتی شکر ذات اقدس الهی به جای می آوردند برای راهنمائی باقی ما گمراهان راه ورود هر آنچه نمی پسندد را می بندد شاید ذات اقدس قوی شوکتش مایه هدایت ما گمراهان گردد

[ پیام ایرانیان ] | [June 10, 2004 11:38 PM ]


سلام!
:O
...

[ شين ] | [June 10, 2004 11:40 PM ]


سلام
اين مطلبت من رو ياد اين متن انداخت که مال خيلي وقت پيش است.
منت خداي را عز و جل كه اينترنت را آفريد و وبلاگ را تحت حمايت آن خلق كرد. هر كلمه وبلاگي كه ميخواني ممد حيات است و هر لغتي كه مينويسي مفرح ذات . پس در هر كلام وبلاگ دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شكري واجب.
بنده همان به که گذارد کامنت//
بر سر هر پستي که ميخواندش

ور نه سزاوار نيست نت را //
جاش در يک کوزه ي آب بايدش

[ - ] | [June 11, 2004 12:24 AM ]


پس عنکبوتيان تا زنده‌ايد رنگ و وارنگ دنيا را در بي رنگي تا ر و پودتان لذت کنيد!!!

[ A ] | [June 11, 2004 3:18 PM ]


سلام بائوبایِ بزرگ‌وار!
من مدت‌ها است که این جا را مي‌خوانم ولی برایِ شعرهایِ خوب‌ات تا حالا هیچ نظری نگذاشته‌ام. این بار ولی آن قدر قشنگ نوشتی که واجب شد چیزی بنویسم!
خب، نوشتم دیگر!

[ مصطفا حاجی‌زاده ] | [June 11, 2004 8:35 PM ]


سلام به نام آنکه تار نما را بیافرید و ما را از هر آنچه در زیر آن نهان شده دور کرد ... ولی این تار به راحتی گسستنیست ...

[ مریم ] | [June 11, 2004 11:42 PM ]


سبز انديشه درود
به نام اين معبد هميشه جاری کلامت را می خوانيم .

[ حسين ] | [June 11, 2004 11:47 PM ]


نازنين بائوبا ، ميخوانم - هميشه ! حتي وقتي در سكوت ، براي باران دلتنگ ميشوي ....

[ nazli ] | [June 12, 2004 10:06 AM ]


very nice site

[ Giełda Samochodowa ] | [July 1, 2004 7:50 AM ]



ساقیا پیمانه پر کن













تازه‌ترین نوشته‌ها

دل ِ خونین ِ سازها
ترسی نماند
سووشون
ناله‌ی ِ سرو
باغچه‌ی ِ سبز ِ اميدها

بایگانی نوشته‌ها

August 2010
January 2010
December 2009
August 2009
June 2009
March 2009
October 2008
September 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003

جستجو