baoba

BAOBA

May 13, 2004

رویای شبانه

بر بال نسيمی نرم
شناور درتبی گرم
در هوايی تف‌کرده
در آسمانی با ابرهای نازا
مرده و تيره
پرواز می‌کنم تا بودن
تا سرزمين ياس‌ها
تا بوی خوش رازقی
تا گلگون ارغوان
پاشيده بر دشت
سرخ‌فام هستی را

با نسيم از پس پنجره
سرک می‌کشم آرام
شناور در مه‌ای شيری‌
بر برگ گشوده‌ی کتابی
در دستانی گرم و تب‌کرده
بر روشنای سپيده
می‌نشينم آرام
حس بودن‌ام را
می‌بويی از نسيم
کتاب می‌بندی
بر لب پنجره
شب را
آه می کشی آه
آن مه شناور سیمین
می‌تراود از درون‌ات بيرون
تن در پای پنجره
جان با من
بر بال نسيم
شناور در شب
گردشی مستانه
در نقره‌فام ماه
که اینک
ابرها را ز خویش رانده

می‌نشانم‌ات بر درختی خشک
بر شاخ‌سار مرده و بی‌جان
می‌شکفد هزاران شکوفه
هزاران سبز برگ
درخت زنده‌گی روشن
مستی از هستی‌ات تراوا
درختی سبز و گسترده در دشت
شاخه‌های سبزش فروزان
همه گل‌گون و تاب‌ناک

شناور می‌گرديم، شناور
بر آسمانی درخشان
بر بلندای کهکشان
می‌نهم در دامان جامه‌ام
روشنای راه شيری را
می‌ربايم آن را از آسمان
با ياس‌های سپيد
با ستاره‌های آبی آرام
و کوتوله‌های سرخ و خشم‌گين
همه می‌نشيند ترا بر دست
دست‌های‌ت بوی ستاره می‌گیرد
عطر ياس و راه شيری
شب می‌ايستد به ناگاه
آسمان می‌نشيند به تماشا
ماه تيره گشت و بی‌رنگ
ستاره‌گان کم فروغ و کم‌رنگ
روشنا از تو می‌تابد شیری رنگ
تاب‌ناک گشتی، تاب‌ناک

بانگی می‌خواندت به یک‌بار
بلند و رسا و ناقوس‌وار
مه شناوری درخشان
می‌گريزد ز برم شتابان
آسمان می‌جنبد با افسوس
سپيده می‌دمد خندان
برگشته‌ای بر سر کتاب دگربار
اما
دست‌های سپيدت
بوی ستاره دارد
بوی ياس‌های وحشی
بوی راه شيری

سپيده بردميد دگربار
در ميان دشت اما
درختی سبز و سرخوش
آوازی مستانه می‌خواند
بر شاخه‌هاش بی‌تاب
هزاران شکوفه
هزاران برگ سبز
افسانه‌ی رستن را
سرود شب را
می‌رقصند در باد
بوی خاک پيچيده در باد
می‌خوانند قاصدک‌ها بی‌تاب
دست‌های سپيدت
بوی ستاره دارد
نقش سپيده دارد

3:01 PM | Baoba

آنقدر خوب تصوير سازي کرده بودي که خود را در آن فضا حس کردم .........دمت گرم و سرت خوش باد

[ hamid ] | [May 13, 2004 3:35 PM ]


قسم به تو... که دگر پاسخي نخواهم گفت
به واژه ها که مرا برده اند زير سوال...
تو کيستي... که سفر کردن از هوايت را
نمي توانم حتي به بال هاي خيال...

[ persona ] | [May 13, 2004 4:34 PM ]


دست‌های سپيدت
بوی ستاره دارد
بوی ياس‌های وحشی
بوی راه شيری

ومن اين را خوب مي فهمم
سرخ باشي

[ hakha ] | [May 13, 2004 7:27 PM ]


سلام بائوباي نازنين ... با اين سروده به پرواز در آمدم تا آن شاخه هاي سبز فروزان ... سبز باشيد دوست خوب

[ مریم ] | [May 13, 2004 7:52 PM ]


سلام!
زيبا بود و متعالي در به قولي ملتقاي درخت و خدا!
...
...
...

[ شين ] | [May 13, 2004 9:53 PM ]


سلام دوباره! نگران شده‌ام! انگار اين جا را كمی زياده از حد سكوت گرفته است. اتفاق زمانه است يا گريز آگاهانه‌ای از جمع غريبه ...
نگران‌ام دوست!

[ شين ] | [May 14, 2004 9:22 PM ]


بائوباي مهربان درود
شاخه هايت در رقص باد ستاره ها را نوازش نموده و دستهايت به سپيدي ستاه ها روشنا را ميهمان انديشه ام نمود.شاخه هاي سبزت هميشه فروزان باد

[ آينده ] | [May 14, 2004 10:09 PM ]


آنچه پيداست شوري پرشعور است که جلوه ي صد غرور دارد
آنچه ناپيداست نظمي قوي ست در پس پرده ي بي نظميهاي خيال انگيز تو
آنچه بر مشام ميرسد شميم هستي يافتني دوباره
آنچه بر گوش نوازش مي بخشد لالايي شبنم گونه ي تو بر گلبرگهاي دل من

واي از اين همه لطافت بي بديل که الکنم ميکند!

شاد باشي و هميشه در اوج ... بدرود!

[ مانیـا ] | [May 15, 2004 2:33 AM ]


مهربان تناور نمناك تب دار از رويايي چنين لطيف و شبانه ، درود . شايد از همين روي ست كه لابه لاي ورق هاي كتابهايش هميشه پر از گلبرگهاي ياس هاي وحشيست و ستاره هايي كه در گرگ و ميش چيده ميشوند ، هر بار كه او در دمادم صبح به خواب ميرود و دستهاي سپيدش آرام در كنارش رها ميشوند و كتابي را كه ميخوانده ، بر زمين ميافتد ...

[ nazli ] | [May 15, 2004 9:29 AM ]


روباه سرگشته‌ی تمامی قصه‌های کهن، درود

از خلوت و گریز آگاهانه پرسیده بودی.من هستم و نيستم. تن‌ام اين‌جاست و جان‌ام در مه‌ای شناور، از من بگريخته است. گيج و مست و سرگشته و گم‌گشته‌ام.

دو روزی بودم و هيچ نبودم. دی شب بر تارهای نت گذر کردم و به هر جا سرکی کشيدم. خواندم و هيچ درنيافتم. گويی حروفی ناشناخته از زبانی بيگانه در پی يک‌ديگر نشسته‌اند که مرا يارای فهميدن آن‌ها نيست.

ندانم در ورای کهکشان ره به نوری خواهم برد يا چو پاره‌ شهابی در سيه‌چاله‌ای پرکشش درخواهم‌غلتيد و به سياهی و جرمی بی‌پايان خواهم پيوست. از راز و رمز راما آگاهی‌ام نيست و از چند و چون قانون نيوتن نيز بی‌زارم. از جرم گريزان‌ام و به انرژی شناور و بی‌پايان دست‌رسی‌ام نيست. مست و گيج و سرگشته و شيدا در مه‌ای چگال شناور بر هستی خويش می‌نگرم با شگفتی و ناباوری.

[ بائوبا ] | [May 15, 2004 10:15 AM ]


همه اش را تجسم کردم. بائوباي خوبم ٬زيبا....

[ ما همگی نفرین شدیم و نمی دانیم جرا!!! ] | [May 15, 2004 5:28 PM ]


سلام.ببخشيد اين چيزي که تو قسمت وبلاگ نوشتم با يکي از کامنت هايي که براي ديگري نوشته بدم قاطي شد.شرمنده ام.باکش کن....زيبا نوشتي و همه را در ذهنم ديدم....

[ من غزل... ] | [May 15, 2004 5:32 PM ]


باز هم سلام! از کهکشان گفته‌اي و نور، از شهاب و سيه چاله و جرم بي‌پايان! از انرژي مقابل جرم و شناوري‌ات در مهي چگال ...
همين حيرت و حيراني دوست‌داشتني‌ست و بس براي مشعوف شدني که مي‌دانيم ناتمام مي‌ماند، که هيچ عيشي مدام نيست!
مهم اين که مي‌بينم هستي و اين هستن را خوش است عزيز!
حيال‌ام آسودي به قدري ...

[ شين ] | [May 15, 2004 6:22 PM ]


سايه ات کوتاه مباد! خنکاي بسترت را از تشنگان اين بيابان دريغ مدار. سايه سار تو مامن ارزوهاي گمگشتگان تشنه برهوت است...
ظريفي گفت : در افسون سلطنت اردي بهشت گرفتار آمده ام. تو هم گويا به افسون ( مانيا ) ي وجودت در بندي!!!
بگذريم. درختي تناور که تو باشي دمي حتي استراحت را نشايد...هزار خسته در سايه ات لميده اند
سربلند باشي

[ sherwood ] | [May 15, 2004 8:22 PM ]


سلام اميدوارم هميشه شاداب و سرسبز باشي

[ خرس سفيد ] | [May 16, 2004 7:56 AM ]


از ترکیب ابر نازا در شعرت خیلی خوشم اومد.به روز شدم.روزبه

[ رورزبه ] | [May 16, 2004 11:39 AM ]



ساقیا پیمانه پر کن













تازه‌ترین نوشته‌ها

دل ِ خونین ِ سازها
ترسی نماند
سووشون
ناله‌ی ِ سرو
باغچه‌ی ِ سبز ِ اميدها

بایگانی نوشته‌ها

August 2010
January 2010
December 2009
August 2009
June 2009
March 2009
October 2008
September 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003

جستجو