باغ اندیشه
$مزيدی --»»
$یک پزشک --»»
$بامدادی --»»
$نیک اهنگ --»»
$نامه‌های سوشيانت --»»
$عصیان --»»
$توكا --»»
$تا دانه! --»»
$ديده‌بان كوهستان
$پيكوفسكی
$ديده‌بان محيط زيست
$چای داغ
$بائوبا
$جمهور
$ف.م.سخن
$نارنجی
$زنِ روزهای ابری
$مهار بيابان‌زايی
$1984
$ققنوس
$سيبستان
$آريوبرزن
$کمان‌گیر
$گوش‌زد
$ایتالیا، ایتالیا
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$یهودی ِ سرگردان
$ديده‌بان
$پژواک
$آیه‌های وبلاگی
$قلم‌هایِ سرخ
$کوهیار
$زمانه
$سیری چند؟
$Robo
$آفرودیت
$کمان‌گیری دیگر
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$کلاغ نه پر
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه

March 9, 2004

علف، بوته، ستاره

علف‌ها سبزينه‌هايی زيبا و بی‌ادعا
بوته‌ها درخت‌چه‌هايی زودگذر
با سهم کوتاهی از روزگار
زيباترين و عطرآگين‌ترين گل‌ها
بر کوچک‌ترين بوته می‌رويند
رنگين‌بال‌ترين پروانه‌ها
شهد و آسايش خويش را تنها
بر بوته‌های پرگل کوچک می‌جويند
و کوچک‌‌ترين ستاره‌های آسمان
هر يک خورشيدی سوزان
و بس تاب‌ناک‌ترند
از آن‌چه هر روز
بر فراز سرها
پرتو زر می‌پاشد

بهار را باور کن
روزها کوته و گذرايند
شب سرد پيری
چندان هم دور نيست
گرما و روشنا را
بر آشيانه‌ی کوچک دل
ميهمان دار

بهار آمده است
با سبدی از مهر
هزاران هزار جوانه
دامان دامان شکوفه
آوای مرغان عاشق
بر بال‌های پرستوها

باور کن خويشتن را
اين تک بهار سبز
نهان در پس مه را
با سينه‌ای سبز
لبالب از جوانه، از شکوفه
از مهر و شادمانی
گم‌گشته در پس مه
وان غبار تاريک اندوه

چشم بگشای
ميهمان دار
روح و جان و دل
به بهارانه
مست و سرخوش در دشت
بچرخ و برقص و بخوان
بشوی همه اندوه بيهوده
از تن و از جان
بهار را باورکن


برای بهارکی گم‌گشته درغبار اندوه، که شوق بهار از ياد برده است.

Baoba | 6:24 PM

Comments: علف، بوته، ستاره

سلام .. شعر بسیار زیبایی بود .. مرسی که شور و امید می دهی.

محمد جواد طواف | March 9, 2004 7:48 PM

بائوباي مهربان ....
نتوانستم اشکهايم را پس از خواندن شعر زيبايت پنهان کنم ...
کاش مي توانستم سکوتم را بنويسم که سکوتم بهتر از حرفهايم احساس و حرفهاي نگفته ام را خواهد گفت ....
سپاس .....

sinohe | March 9, 2004 8:53 PM

درود
زيبايي کلام تحسين برانگيز است

Zorro | March 10, 2004 6:48 AM

نازنين بائوبا درود ... به رنگ جوانه ، چه بهارانه از باور بهار نوشته اي !

آيا درخت محبت را

يك برگ سبز در همه ي شاخسار نيست؟!

دستي برآوريم،

باشد كزين گذرگه اندوه بگذريم.

روزي كه آدمي،

خورشيد دوستي را،

در قلب خويش يافت:

راه رهايي از دل اين شام تار هست!

و آنجا كه مهرباني،

لبخند ميزند:

در يك جوانه نيز شكوه بهار ، هست !

( فريدون مشيري -۱۳۵۰ )

nazli | March 10, 2004 7:48 AM

جواد جان درود

سپاس از مهر هميشه‌گی‌ات. شاد زی.

بائوبا | March 10, 2004 8:54 AM

بهارک گم‌گشته، درود

ترنم آرام و سبز سکوت‌ات جاری است. دل به باور بهار بسپار.

بائوبا | March 10, 2004 8:56 AM

زروی مهربان درود

زيبایی در دل و جان توست که به مهر بر اين بهارانه می‌نشانی.

بائوبا | March 10, 2004 8:57 AM

نازنين پری باران، درود

بام‌داد رگ‌بار تندی شهر می‌شست و هم‌اکنون هم با آهنگی تند دگربار می‌ بارد. از نخستين قطره‌ی باران تو را با همه پاکی و مهربانی‌ات را پيش چشم داشتم که دل‌ات اين روزها سخت پريشان کودکان خسته‌تن دست‌فروش است که نوروزشان چه‌گونه خواهد بود و با کدامين قلم‌مو می‌توان لب‌خندی بر چهره‌ی خسته‌شان نقش کرد و چه‌گونه تن نحيف و زار خم‌شده در زير بار سنگين زنده‌گانی ايشان را می‌توان راست نمود و بارشان ‌کم‌تر نمود. نگرانی‌هایَ‌ت همه از روشنای بارانی يک جان شيفته و يک روح مهر است.

نازنين باران مهر، فريدون مشيری را از نوجوانی با شعر کوچه‌اش شناختم و دوست‌اش داشته‌ام. اما تو خود ناب‌ترين و روشن‌ترين شعر هستی‌ای. روح آب هستی که اندوه و درد می‌شويد، مهر می‌بارد و روشنا می‌پراکند.
مانا ببار و بتاب.

بائوبا | March 10, 2004 9:20 AM

باور بهار ....آه خداي من مردم را چه شدهاست كه اينگونه در باور بهار وا مانده اند ......

hajinapelon | March 10, 2004 12:02 PM

بائوباي مهرباد درود
چه زيبا سروده اي كه براستي زيباترين و عطر اگين ترين گلها بر كوچكترين بوته مي رويد و پروانه ها ميهمان ضيافت بي منت آن گلها مي شوند
آري بايد بهار را باور كرد و بارور شد و شكوفا كه هر سبزينه اي بر اين كوير دنيايي ارزش دارد

آينده | March 10, 2004 12:21 PM

پوريا جان و آينده مهربان درود

گر نقش بهار در چشم مردمان خسته‌دل که گرد اندوه نشسته بر جان و دل‌اشان، نيايد، باکی نيست. چرا که بهار چونان موجی شناور همه‌گان را در خود خواهد گرفت و به پيش‌واز شادمانی و شادابی خواهد بود.
شادابی و تازه‌گی برگ‌ها خواه ناخواه از پوست تراوا درمی‌گذرد و بر جان می‌نشيند. اين پوسته‌ی خشکيده‌ی درد نيز با بهار از تن به‌در می شود و پوستی نرم و رنگ‌رنگ به لطافت گل‌برگ‌ها، بر درخت جان خواهد روييد.

بائوبا | March 10, 2004 12:38 PM

سلام بائوبا

به مهر سخن گفتي

درود بر شما

مهر ماه از آن تو باد

سرخ باشي مانا

hakha | March 10, 2004 6:44 PM

نازنين آتش پرشرر، درود

من مهر از مهربانان آموختم.

روشنایَ‌ت هر روز بيش‌تر و شعله‌ات فروزنده‌تر باد.

بائوبا | March 10, 2004 7:12 PM

به به.....ديگه بهار با يه همچين منتظرهايي ،نبايدم غمي داشته باشه..........آخ جون البته!....بعدم اينکه به من ميگوييد بهار منتظر....................اي بابا شما ديگه آخر هر چي شمارش معکوسيد که.....يعني چه!


راستي ،چيزي نمونده...............دارم ميام!

bahar | March 10, 2004 7:40 PM

درود...بهار را ميشود باور کرد اگر...

مهرام | March 10, 2004 9:12 PM

بهار سر سبز، پاشيده رنگ بر کوه و دشت، درود

می‌بينی چه‌گونه همه‌گان بی‌تاب و بی‌قرار چشم انتظار آمدن‌ات هستند و باور تو بر دل و جان نشانده‌اند، پس بازآی و دشت و دمن سبز و پرشکوفه گردان.

بائوبا | March 10, 2004 10:01 PM

مهرام جان، درود

آری نازنين، همه چيز را می‌توان باور کرد و بر هر جوانه‌ی تازه روييده لب‌خند زد، تنها اگر...

بائوبا | March 10, 2004 10:04 PM

درود بايوباي مهربان نوروز و عيدبراي من هميشه ياداور هر چه زيبايست نورزتان پيروز

sam | March 10, 2004 11:13 PM

من مي خواستم در مورد نظري که در وبلاگ اين خانه سياه هست نوشتي يک چيزي بگم
به نظرت اين درست که هر کس هر چيز مي خواهد بنويسه اونوقت سي .ان.ان بگه وبلاگ مبتذل فاحشه پر بازديد کننده ترين وبلاگ ايراني است
آيا هويت ايران زير سوال نمي ره
کشوري که قرن هاست مدعي اخلاقيات است
کشوري که پيغمبر باستانيش مي گويد گفتار نيک کردار نيک پندار نيک؟
بهتر است اين را بدانيم که وبلاگ يک دفترچه نيست وبلاگ يک رسانه است رسانه اي که هر کسي به آن دسترسي دارد .
وبلاگ مهيتي است براي تبادل افکار نه يک فحش نامه

afkar name | March 11, 2004 12:16 AM

سام آريامنش درود

اين روزها، به هر گوشه که بنگری، طلايه‌داران بهار بينی که به ناز جلوه می‌فروشند و خاموش به دل ره می‌يابند.

دل‌ات بهاری و سبز باد.

بائوبا | March 11, 2004 12:51 AM

دوست گرامی درود

من از هيچ‌کس دفاع نکردم. اما اگر نگاهی به تارنماهای فارسی بياندازيد، می‌بينيد که بيش‌تر آن‌ها مکانی برای برکشيدن فريادهای در گلو مانده هستند و به همين دليل لب‌ريز از واژه‌های ناشنيده و نازيبا.
گر وب‌لاگ‌هايی هم‌چون فاحشه يا سه کاف و يا توت فرنگی بيش‌ترين بازديدکننده را دارند، اشکال از هودر نيست. بلکه مشکل از فرهنگ سرکوب جنسی در ايران است.
باز هم بر اين نکته تاکيد می‌کنم که بيش‌تر جوانان اين زاد و بوم تارنما می‌نويسند تا آن‌چه که به سبب هنجارها و باورهای اجتماعی توان بيان نمودن‌اش را نداشته‌اند، برخروشند.
کسانی که به اين پديده چون يک رسانه می‌نگرند هم نوشتاری درخور یک رسانه در آن می‌نگارند.

بائوبا | March 11, 2004 1:22 AM

مهربان بائوبا ، اينروزها :

به وقت باران، مثل چلچله ها ،

لابه لاي شاخه هايت ،

( بهارانه ) مامني ميسازم !

و از شكوفه هايت ،

رنگي ، براي نقاشي هايم ...

تنها اگر ...

( مثل هميشه - ها - چه پر معنا و عميق به رنگ شفاف واقعييت : پاسخي بر دوست گرامي نگاشته اي ... )

... به اميد بارش باور هاي خوبي در بهارانه اي چنين زيبا : كه تو ، به تصوير كشيده اي !

nazli | March 11, 2004 11:01 AM

نازنين پری باران، درود

گر بهاری بر باغ درآيد
گر جوانه‌ای سبزگردد
گر باز به صد ناز
بشکفد شکوفه‌ای
گر کنجشککی مست
بخواند هزاران ترانه سبز
گر بهار بنشيند بر بال باد
گر خاک را ميهمان
بگردد سبزينه و برگ
گر بپيچد در فضا
آوای پر پرستوها
همه از گام‌ توست
وان همه آبی و روشن
وان همه پاکی و طراوات
شادابی دشت و صحرا
گل‌های کوچک پر شرم
سر برآورده از دل سنگ
همه از مهر توست
مهرورز همه دوران
نازنين پری باران

بائوبا | March 11, 2004 11:16 AM

سلام استاد مهر
بهار را باور مي کنم حتي اگر او باورم نکند.و شما نيز زيبا به باورش نشستيد و غمنامه کمتر سرودييد .اميدوارم در پرتو شکوفه ها و عطر بهاري روز به روز نوتر و شاد تر شويد.
نو بهارست در آن کوش که خوشدل باشي...

عاطفه | March 11, 2004 2:08 PM

مهربان عاطفه درود

باور بهار با دل‌شستن از اندوه و زدودن غبار از آيينه‌ی دل آغاز می‌شود. ور نه هر شکوفه و هر جوانه و بنفشه‌های مغرور نشانده بر باغ‌چه، گر دل را زنگار غم نشسته باشد، شادمانی و تازه‌گی نيانگيزد.

مرا استاد مخوان که درختی در دشت، چشم انتظار بارش باران، بيش نيستم.

بائوبا | March 11, 2004 2:17 PM