baoba

BAOBA

February 7, 2004

پايان يک سايه

آمده بود آرام
نه خشم و نه خروش
نه فرياد و نه آواز
دستان‌اش تهی
نه دشنه‌ و نه خنجر
نه حتی داسی بلند
ردايش بی‌رنگ
نه سياه، نه سپيد
نه سرخ، نه قرمز
چهره؟
نداشت هيچ چهره
نبود هيچ‌اش سر
نبود چشمی
که بنگرد به کين
يا به مهر

وی را پيرامون
سرما بود، سرما
بيم بود و دهشت
می‌پراکند گويی
هراس و وحشت
سرما، وای سرما

می‌برد با خود
اين پيک يخ‌ها
گرمای دل‌
گرمای تن
سرما، وای سرما
جای پای‌اش
اشک و ناله
شيون و مويه
خاک، سنگ
درد و رنج، اندوه
خاطراتی گنگ
دور و کم‌رنگ

پايانِ يک سايه
سياهی و تاریکی
سفر به ناشناخته
سوار بر باد
با تک‌سوار سرما
پيام‌آوری از دورها
شه‌سوار مرگ
اين آخرين سايه


اينک خفته
مردی در ژرفا
در گودالی تاريک
در خنکای نرم خاک
در تصويری دور
در آينه‌ای بشکسته
در تن‌اش اما
بيدار و رقصان
هزاران هزار
کرم و مار
می‌خورند آرام آرام
تن، گوشت، دل
مغزی پوسيده و بوی‌ناک
مغزی هزار پاره
مغزی هزار پاره

1:15 PM | Baoba

نازنين بائو با ، اگر سكوت مرا مثل هميشه بخشيدي ... درود مرا بپذير ، اندوه عمق اين سطر ها ، قلب را هزار پاره ميكند شبيه مغزي هزار پاره
مغزي هزار پاره
....
و شكوه استعاره هايت بغضي كهنه است كه راه گلو را ميبندد .

گاه به سخن گفتن از زخمها نيازي نيست
سكوت ملالها از راز ما سخن تواند گفت ...

[ nazli ] | [February 7, 2004 1:46 PM ]


نازنين پری باران، درود

از سرمای سختی که تک‌سوار مرگ به‌‌هم‌راه آورده است، گريزی نيست.
دگر بار، نيک درون اين پريشان‌گويی‌ها بديدی که اندوه بی‌داد میکند و ناخودآگاه از قلم جاری می‌گردد.
اما خاموشی، در دفترچه‌ات نوشتم که گر دست پيش آری و يا چشم بگشايی، دگر نيازی به آوا نيست.

[ بائوبا ] | [February 7, 2004 2:21 PM ]


خرس سفيد از اين چيزا نمي ترسه بذار بياد جلو خودم حسلبش رو ميرسم تا خرس سفيد رو داريد غم نداشته باشي ....

[ خرس سفيد ] | [February 7, 2004 3:59 PM ]


به ما ميگن خرس سفيد کم خرس نيستيم

[ خرس سفيد ] | [February 7, 2004 3:59 PM ]


گرامی خرس سفيد، درود

تک سوار مرگ، هم‌رهی است برای سفر به ناشناخته.
ترس و هراس از بريدن ريشه‌ها و برجای نهادن بار سنگين تن و زنجيرهای سخت است. بر بال باد ره سپردن بسی شيرين است و خواستنی.
اما چه توان کرد که بسيار آدميان، چون ره و رسم زيستن ندانسته‌اند، ره و رسم رفتن نيز ندانند. ترس تنها از نادانی است و سنگين بودن. هراسی از افتادن به ژرفايی ناشناس و دهشت‌ناک.
گر ره‌رو باشی، به پيش‌واز سواری که برای هم‌رهی‌ات آمده است، خواهی رفت؛ بسی سبک‌بال و سبک‌بار.

[ بائوبا ] | [February 7, 2004 4:24 PM ]


گرامی خرس سفيد، درود

واژه‌ای را از پيام دويم‌ات پاک کردم که به کارگيری آن گر از سر عادت و اشتباه نبوده باشد، خطابی است برای آزردن اين درخت پير.

[ بائوبا ] | [February 7, 2004 4:26 PM ]


پایانش یه کم هولناک بود.

[ کاپیتان نمو ] | [February 7, 2004 4:30 PM ]


بائوباي درد آشنا درود
نوشتارت زخمي چكنده را در ذهنم باز نمود قلم من توان گفتن آنچه در ذهنم است را ندارد اما مي دانم سايه ها همارره پابرجا هستند اگر در قلب خانه كنند و شايد در نه توي پستوي قلب مدتي از ديدگان دور شوند اما هماره هستند.
براي چاره بايد فانوسي را در شبهاي سرد زمستاني و تنهايي بر روي قلب پنهان نمود تا بر سرما غلبه نمود و از تنهايي به روشنايي گام برداشت

[ آينده ] | [February 7, 2004 4:41 PM ]


دوست بزرگوار بائوباي مهربان سلام
آتش زير خاكستر هميشه در زير خاكستر پنهان خواهد ماند كه نور را در پستوي دل نهان بايد كرد.آري مهربان از اين به بعد از دور بر آتش نظري مي افكنم و از آن نگاه سخن خواهم گفت

[ از دور بر آتش ] | [February 7, 2004 4:43 PM ]


آتش زير خاکستر، درود

آری بايد آتش و روشنا در زير خاکستر گرمی نهان داشت تا کورسوی آن نيز به چشم نيايد که اهرمن هم‌واره در جست و جوی آتش است.

[ بائوبا ] | [February 7, 2004 4:48 PM ]


آينده مهربان، درود

چراغی در دست و چراغی در فرارو، اين چنين بايد به کاووش رمز و راز زيستن پرداخت.

[ بائوبا ] | [February 7, 2004 4:50 PM ]


دوست دريا دل من، درود

گر ره‌توشه‌ی مهر برنبنديم و مغز خويشتن از شک و بدگمانی و بدخواهی پرکنيم، بی‌شک خواهد پوسيد و پايانی خوش در پيش‌رو نخواهد بود.

[ بائوبا ] | [February 7, 2004 4:53 PM ]


مرگ اغاز جهاني ديگر است عاشقان را مرگ جامي ديگر است

[ سام ] | [February 7, 2004 10:24 PM ]


آقا سلام ببخشيد خرس سفيد نمي خواست درخت پير رو ناراحت کنه باز ببخشيد معذرت ميخوام

[ خرس سفيد ] | [February 8, 2004 8:07 AM ]


نه بابا اولا که درخته ما پير نيست خيلي هم جووونه و خيلي هو شيطونه نه .... باز ازت معذرت ميخوام

[ خرس سفيد ] | [February 8, 2004 8:14 AM ]


اي واي اينجا روح هستش من ميترسم واييييييي

[ خرس سفيد ] | [February 8, 2004 8:15 AM ]


گرامی خرس سفيد، درود

من روح درخت‌ام و شبح آب.
تو که درپی مبارزه با سوار بی‌سر پيام‌آور مرگ بودی، دگر از روح سبز درخت و شبح آب که نبايد بترسی.

[ بائوبا ] | [February 8, 2004 8:21 AM ]


سام انديشنده، درود

به راستی که مرگ جامی پر ز شرابی ناشناخته و گواراست.

[ بائوبا ] | [February 8, 2004 8:24 AM ]


زيبا مينويسي و زيبا تر نگاه ميکني.

[ علی ] | [February 8, 2004 2:52 PM ]


علی جان درود

زيبايی در نگرش و روح و جان خواننده است، نه در اين پريشان‌گويی‌ها.

[ بائوبا ] | [February 8, 2004 3:26 PM ]



ساقیا پیمانه پر کن













تازه‌ترین نوشته‌ها

دل ِ خونین ِ سازها
ترسی نماند
سووشون
ناله‌ی ِ سرو
باغچه‌ی ِ سبز ِ اميدها

بایگانی نوشته‌ها

August 2010
January 2010
December 2009
August 2009
June 2009
March 2009
October 2008
September 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003

جستجو