baoba

BAOBA

January 25, 2004

گل یخ

آرام و بی‌آوا
ره می‌سپرم خاموش
غرقه درخويش
در فراموشی و درد
به يک‌باره
می‌رسد آشنا
آرام و بی‌هياهو
می نشيند در جان
بوی خوش گل
گل‌های يخ زيبا
مهرورزان بی‌ادعا
می‌رود درد و رنج
ناگاه، ناگاه

بر لب‌هايی خسته
از ياد برده لب‌خند
می‌شکفد گل خنده
شاداب گردد دگربار
اين روح خسته
اين دل و جان تشنه
از بوی نازگل
از عطرطلايی يخ
شاد از زمستان
که اين عطر بازآورد

نشسته است باز
با هزاران ناز
شرم‌گين و سر به‌زير
گل‌های طلایی تاب‌ناک
کوچک و خرد
ناديدنی و ناپيدا
نشسته آرام
بی‌هياهو، بی فرياد
بر شاخه‌های برهنه
با دلی پر عطر
می‌پراکند بر هر جا
روح گل، روح مهر
عطر و عطر و عطر
می‌رقصد با نســيم
می‌تراود مستِ مست
با سوز سرد زمستان
می‌خواند چه خوش‌آوا
اين خنياگر مسـتان
اين پاک دل
اين شرم‌گين
اين زيبای مست
آيا چون من گلی هست؟

برای تو نازنين که در زمستان سرد دل‌ام، عطر خوش گل‌های يخ نشاندی.

6:30 PM | Baoba

گرامی دوست،
با درود

اگر "به" برای صفت يا قيد ساختن باشد، حتما چسبيده ميشود: بنام (=نامدار) و بروز (=تازه)

در "به نام خدا " به در اينجا نه قيد ساز است و نه صفت ساز و در معنی "با" و همين گونه نوشته ميشود ولی "روبرو" چونکه يک قيد است، سر هم نوشته ميشود.

خوشحال ميشوم اگر به منابعی خلاف دانسته های من اشاره کنی، شايد من اشتباه ميکنم؟

با دوستی

[ شهسوار تنها ] | [January 25, 2004 6:36 PM ]


چه نازنینی ست این صاحب عطر گل یخ !

[ لیلا ] | [January 25, 2004 7:38 PM ]


سلام بائوباي مهربان....بسيار زيبا سروده بوديد....ناز گل يخ بر خاك وجود نشست . پر از پرواز شد...سبز باشيد و شاد..

[ مريم ] | [January 25, 2004 9:41 PM ]


آخرين شه‌سوار عاشق، درود

اختلاف نگارش فارسی داريم. نگاهی ديگر به مراجع می‌نمايم و چنان چه گفته‌ی مرا تاييد کرد، نشانی آن برایَ‌ت بازگو خواهم کرد.

سپاس از مهرت.

[ بائوبا ] | [January 25, 2004 11:48 PM ]


ليلای نازنين درود

من به عطر مهر چنين نازنين گل يخی دل‌خوشم.
آرزوی بارش عطر خوش تمامی گل‌های باغ اميد و آرزو را برایَ‌ت دارم.

[ بائوبا ] | [January 25, 2004 11:53 PM ]


نازنين مريم درود

آری، مرا پرواز بر نسيم خوش عطر گلی، تنها آرزوست.

[ بائوبا ] | [January 25, 2004 11:56 PM ]


... نازنين بائوبا ، باور نميكنم !
عطر ، عطر ، عطر ... نه اينهمه عطر را دل من تاب نميآورد ! سرگيجه ميگيرد و ... ميميرد . همچنان كه خيس از باران ميچرخد و ميرقصد ... زمستان را با بوي عطر گلهاي يخ بخواب تادر اولين صبح از بهار ... چلچله ها بيدارت كنند !

[ nazli ] | [January 26, 2004 9:02 AM ]


نازنين نازلی درود

عطر و بوی گل‌های يخ خواب از من ربوده است. تمامی تابستان سوزان را تنها به اميد ريزش باران و برف و عطر گل يخ سپری نمودم.
خواب در زمستان، به هنگام سرشار بودن روح و جان از عطر نازنين گل يخ؟ هرگز.

[ بائوبا ] | [January 26, 2004 10:40 AM ]


گل خنده از لبانت محو نباد
حرف نداری عزیزکم

[ زهر ] | [January 26, 2004 10:44 AM ]


دوست نکته‌بين من، درود

برای گفتن بسيار سخن هست، اما خارهای در گلو خليده، هر سخن را به ناله‌ای دل‌خراش بدل سازد. همان به که خموشی برگزيد.
روزها و دل‌ات عطرآگين باد.

[ بائوبا ] | [January 26, 2004 3:48 PM ]


واقعا که در زمستان سرد وجود چنین موهبتی نهایت رحمت خداست.

[ کاپیتان نمو ] | [January 26, 2004 4:19 PM ]


دوست دريا دل من، درود

گل‌های مهر که در دل بشکفد، دگر نشانی از زمستان و سرما باز نماند.

[ بائوبا ] | [January 26, 2004 5:14 PM ]


مهربان بائوبا سلام
نوشتار وگفتار شما هماره روشنا بخش است
گل يخ نيز نماد غرور است و شكفتنش در زير شلاقهاي زمستان نمود از عظمت زيباييش دارد .عطرش همانند سخنان شما دلنشين است .
خوش بادتان اين غرق شدن در اين عطر .
من نيز آرزوي عطري چنين را دارم .چيزي در ذهن من مي گويد كه عطرها در راهند.

[ آينده ] | [January 26, 2004 9:06 PM ]


مهربان بائوبا سلام
نوشتار وگفتار شما هماره روشنا بخش است
گل يخ نيز نماد غرور است و شكفتنش در زير شلاقهاي زمستان نمود از عظمت زيباييش دارد .عطرش همانند سخنان شما دلنشين است .
خوش بادتان اين غرق شدن در اين عطر .
من نيز آرزوي عطري چنين را دارم .چيزي در ذهن من مي گويد كه عطرها در راهند.

[ آينده ] | [January 26, 2004 9:07 PM ]


دورود بائوبا


ممنون از شما بخاطر جواب سوالي که در کامنت آتشکده خاموش

پرسيده بودم

دورود بر شما

[ hakha ] | [January 26, 2004 9:07 PM ]


آنکه مي گويد دوست دارم


خينيا گر غمگيني ست


که آوازش را از دست داده است

[ hakha ] | [January 26, 2004 9:12 PM ]


واقعا زيبا بود..

[ rouh ] | [January 26, 2004 10:11 PM ]


آينده مهربان درود

اميدوارم که به زودی به گل پرعطر و بوی خويش برسی.
سپاس از مهرت.

[ بائوبا ] | [January 26, 2004 10:41 PM ]


آتش فروزان و درخشان، درود

آواز خاموش خنياگر نيز در سکوت شب قابل شنيدن است. تنها بايد با گوش جان گوش فراداد.

[ بائوبا ] | [January 26, 2004 10:49 PM ]


روح پرسنده و جوينده، درود

زيبايي در جان خواننده است که بر شعر می‌نشيند و آن را بر وی دل‌نشين می‌نمايد.

[ بائوبا ] | [January 26, 2004 10:57 PM ]


سلام...همواره دلت بهاري باشد نازنين...

[ مهرام ] | [January 27, 2004 7:48 AM ]


مهرام جان، درود

دل و جان‌ات پر ز زلال چشمه و روشنای مهر باد.
من زمستانی خاموش،سپيد و تک‌رنگ، سرد و پر برف و باران را که در آن عطر گل يخ پيچيده باشد، به بهار پرهياهوی سبز و رنگارنگ ترجيح می‌دهم.

[ بائوبا ] | [January 27, 2004 12:05 PM ]


نازنين بائوبا ... وقتي تكه تكه هاي برف در جاي ، جاي باغچه آب شود و گل يخ در بستر گرم ريشه اش تا زمستان بعد دوباره به خواب رود و موسيقي جوانه و رويش در آوند گلهاي هميشه بهار و بنفشه و هر گياه بهاري ي ديگر آغاز شود ، عطر گل يخ همچنان در ذهن سبز باغچه باقي ميماند ، حتي وقتي گلهاي رنگ رنگ ديگري در گلدان باشد ... همچنانكه عطر گل يخ شعرت در ذهن نگاه من بر سطر ، سطر معطر اين شعر ، باقي خواهد ماند ....

[ nazli ] | [January 28, 2004 10:34 AM ]


سلام بر شاعر عزيز دوست عزيز و بزرگوار اشعارت يکي از يکي زيبا تر و دلنشين ترند و واقعا زبانم قدرت تحسين ندارد برايت آرزوي موفقيت و شادکامي و سلامتي دارم و يک سوالي ... چرا رنگ اصلي وبلاگت را سياه انتخاب کرده ايي جواب به اين سوال ديگر اختياري نيست لطفا جواب بده

[ خرس سفيد ] | [January 28, 2004 10:57 AM ]


نازنين نازلی درود

عطر دل تو از ورای گفتاری چنين دل‌نشين و آهنگين، آن چنان جادوی مهر و طراوت باران می‌بارد که گل‌های يخ نيز چون سبزينه‌های دشت رنگارنگی که بر پيرامون می‌گستری، در افسون آن شناور و گيج و مست می‌گردند.

[ بائوبا ] | [January 28, 2004 12:07 PM ]


خرس سفيد درود

سياه رنگ نيست. نبودن تمامی نورها و رنگ‌هاست. بازتابی از هيچ.

سياه را به مهر نازنين "تزاد" که رنگين کمان مهر خويش بر برگی سياه می‌نگاشت و می‌پراکند، برگزيدم.

[ بائوبا ] | [January 28, 2004 12:15 PM ]


دورود بر پيروان ايران زمين

خشم از نگاهم شعله مي کشد


سکوت از زبانم

و طغيا ني که در مشتم موج مي زند

[ hakha ] | [January 28, 2004 3:26 PM ]


آتش فروزان و پر شرر، درود

خشم خويش فرومخور و آتش آن شعله‌ورتر نگاه‌دار تا سواران پليد تاريکی در آن بسوزانيم و فريادهای فروخفته را بر سرشان بخروشيم.

[ Baoba ] | [January 28, 2004 5:11 PM ]


در كويري خالي
كلبه اي خواهم ساخت
داخل آن كلبه
فرش خواهم انداخت

دور تا دورش را
پر ز گل خواهم كرد
ارغواني، آبي
سرخ، نارنجي، زرد

گوسفنداني را
پرورش خواهم داد
گوشه اي خواهم ساخت
دنج، ساكت، آباد...
اين اخرين پر پرواز من است

[ اخرين پرواز ] | [January 31, 2004 1:47 AM ]


نازنين پر پرواز، درود

در کنج خلوتی دور از هياهوي نامردمان زيستن، آرزويی است که از سال‌های با من بوده است و چو ممکن نگشته است، خاموشی در ميان غوغای ديگران را برگزيده‌ام.
باشد که آرزویَ‌ت به رنگ واقعيت نشيند.

[ بائوبا ] | [January 31, 2004 1:53 AM ]



ساقیا پیمانه پر کن













تازه‌ترین نوشته‌ها

دل ِ خونین ِ سازها
ترسی نماند
سووشون
ناله‌ی ِ سرو
باغچه‌ی ِ سبز ِ اميدها

بایگانی نوشته‌ها

August 2010
January 2010
December 2009
August 2009
June 2009
March 2009
October 2008
September 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003

جستجو