baoba

BAOBA

January 22, 2004

شب تلخ

دل‌ام تنگ و دل‌ام خون
شب‌ام سخت و شب‌ام سرد
درون سينه‌ام درد
درون خانه‌ام هيچ
درون خانه خالی است
درون خانه درد است
درون خانه رنج است
شب‌ام سرد و سياه است

دل‌ام تلخ و دل‌ام تلخ
درون تلخ پرشراره
درون دل پر ز آتش
درون سينه خاکستر
شب بی کسی
شب تنهايی و رنج
شب خارها در گلو خستن
شب اندوه بی‌پايان
شب درد همه عالم
شب زجر و شب زجر
شب خونين دلی
شب ديوارها
شب خفاش‌ها
شب هم‌دم شدن
با يادهای رفته
شب حسرت، شب آه
شب تلخ و سياه
باز است در راه

ديوارها، وای ديوارها
نزديک و نزديک تر
تا فشرده و مرده گردد
در ميان اين ديوارها
روح خسته‌ای بی‌جان
روح دردمندی تنها

شب سياه و بی سپيده
شب مانا، شب تلخ
بی مه‌تاب، بی ستاره
بی نسيم، بی سرود
نيست ديگر
آوای ره‌گذری خسته
که زمزمه دارد زيرلب
ترانه‌ای از عشق
نامی از يار دل‌بسته
نمی شکند سکوت شب
حتی با آوای سيرسيرکی
که بخواند جفت خويش
نيست نسيمی
که بپيچد در پيکر بيد
برهم زند بستر مه‌تاب
خفته در زلال ساکن برکه

مرده است ام‌شب
گم گشته است ديری
شهر آرزوها، اميدها
شهر آوازهای شاد
شهر شعر و سرود
شهر رقص و آهنگ
شهر عشق و مستی
شهر شور و زنده‌گی
شهر گم‌گشته‌ی بودن
شهر لب‌خندها
شهر ستاره‌ها
شهر نور و روشنا

باز می‌آيد از راه
شب تلخ و زهرآگين
باز بارد رنج و درد
بر اين تنهای اندوه‌گين
ديوارهای نزديک
سايه‌های شوم رنج
سايه‌های خاطرات شاد
سايه‌هايی هول‌ناک
سايه‌ها و سايه‌ها
دردها و زجرها
وای که می‌رسد از راه
اين شب سياه و تباه
گسترده تا ابد
مانا و ماننده
شب! باز هم شب!

6:10 PM | Baoba

مهربان بائوبا سلام

تو خود نوري
و روشن از نگاهت
ديدگانم
تو خود شمعي
و من پروانه
در حرم نگاهت
گر اين شب
تلخ و زهر آگين
و بي پايان است
نوشتارت شرابي از براي
خستگان است

[ آينده ] | [January 22, 2004 8:05 PM ]


در شبي تلخ چه انسانهايي که در ظامت دوران سختي ها کشيدند و ناسزا ديواري از شرم در صورت سيلي خوردشان باقي گذاشت

[ hajinapelon ] | [January 23, 2004 12:32 AM ]


تنها عشق است که ماننده است

[ زهرخند ] | [January 23, 2004 11:13 AM ]


دورد بر شما بائوبا


نگاه جز پيش پا را ديد نتواند


که ره تاريک لغزان است


اهورا نگهدارمان

[ hakha ] | [January 23, 2004 6:42 PM ]


سلام بائوبای نازنین:)
اومدم بگم من معرفیش کردم ..نگاه کن:
http://www.nedstatbasic.net/s?tab=1&link=4&id=2331173
فرمایش؟ :{{
دیدم بابا شاعرم که هستی:)
دلم گرفت از شب:(

[ z8un ] | [January 23, 2004 11:43 PM ]


امیدوارم شهر امیدها و آروزها گم گشته نباشه و بتونم بهش برسم.
از اظهار محبتت ممنونم دوست من. خیلی خوشحالم کردی.

[ کاپیتان نمو ] | [January 24, 2004 1:16 AM ]


درود بر شما
همانی هستم که شراب جان دادم و شراب انگور گرفتم. مرسی از کار قشنگت. زيبا مينويسی. راستی، به روز غلط است. بروز درست است يعنی همان آپديت!
به فرانسه ميگن ميز اَژووق يعنی بروز رسانی، هميشه بروز باشی

[ شهسوار تنها ] | [January 24, 2004 5:31 AM ]


بائوبا بزرگ وار


منهم با انتخاباتي که به مشروعيت آقايان اضافه مي کند


مخالفم

پاينده باد آتش زرتشت

[ hakha ] | [January 24, 2004 7:21 AM ]


دورود بائوبا


براي ايستادن در برابر شب


بسيار روز را در کوله بارم انباشتن مي بايست

[ hkha ] | [January 24, 2004 7:23 AM ]


سلام مهربان ...شعر هايي عميق مثل هميشه...هميشه شاد باشي ومانا

[ مهرام ] | [January 24, 2004 7:57 AM ]


آينده مهربان درود

سپاس از مهرت.
اما اين بار تنها از شب دل‌گير و تاريک خود فرياد می‌کردم.

[ بائوبا ] | [January 24, 2004 8:04 AM ]


پوريا جان درود

سيلی که بر صورت بنشيند، فراموش گردد. غرور در هم شکسته هرگز فراموش نشود و دردش به جان آتش همی زند.

[ بائوبا ] | [January 24, 2004 8:06 AM ]


دوست زهرآگين من درود

گر عشق سرابی نمی‌بود و عطش نمی‌افزود، شايد در جان‌های سيراب از زلال و خنکای مهر، تا ابد ماننده می‌بود. اما هزاران افسوس که با اگر و ای‌کاش ره به جايی نتوان برد.

[ بائوبا ] | [January 24, 2004 8:12 AM ]


آتش فروزان و پر شراره، درود

آری، گر خورشيد مهر در کوله بار نهاده باشی،دگر از شب چه باک؟
اما سواران تاريکی، آفتاب را نيز در پشت دروازه‌ها، دربند کرده‌اند و تنها اشباح پليد بر آسمان و زمين در گردش‌اند.

[ بائوبا ] | [January 24, 2004 8:26 AM ]


نازنين زيتون درود

بارگه خداوند را اين چنين گذرگاهی پر آمد و شد نموردن و خاطر بنده‌گان آزردن رسم رادمردی نباشد. با نشانی که تو از بزرگ پروردگار داده‌ای، بارگاه وی نيز چون حرم امام رضا، پرهياهو گشته است.
يادش به‌خير باد که در اين ديار، تنها آفريدگاری داشتيم و بنده‌گان کمی بر درگاه‌اش به دعا برنشسته بودند، که آن هم از دست برفت.

[ بائوبا ] | [January 24, 2004 8:34 AM ]


دوست دريا دل من، درود

شهر اميدها و آرزوها بر تو هرگز گم نگردد که دريادلان جز بر زورق آرزو ننشينند و جز به ساحل اميد پای برننهند.

[ بائوبا ] | [January 24, 2004 8:37 AM ]


مهرام نازنين درود

شاددلی‌ات پاينده و آتش مهر در روح و جان‌ات ماننده باد.

[ بائوبا ] | [January 24, 2004 8:43 AM ]


نازنين بائوبا عزيز ، شبهايي اينچنين تلخ را بيش و كم ، مذاق همه مان چشيده است وقتي روحمان بارها و بارها خسته بوده بوده است از هرچه بوده و از هرچه هست ! وقتي از زبان فروغ عزيز : تن هامان به پيله ي تنهاييمان نميگنچد . ... دمي گاهي به رنگ پرواز آسمان و كوچ پرستو ها بيانديش تا شايد به آفتاب سلامي دوباره كنيم تا شايد كمي از اينهمه حجم ستبر دلتنگي را آب كنيم ...

[ nazli ] | [January 24, 2004 9:10 AM ]


گرامی شه‌سوار تنها، درود

جان‌ات از شراب زنده‌گانی سرشار و لب‌ريز باد.

از اشاره‌ات سپاس‌گزارم. ولی دوست من، "به" جز به فعل پيوند نمی‌خورد و "به‌روز" و "به‌‌هنگام" و "روبه‌رو " درست است.

[ Baoba ] | [January 24, 2004 9:28 AM ]


نازنين نازلی درود

گاهی از شب‌های تلخ تنهايی گريزی نيست. داستان مردی است که برای گريز از اندوه دست به دامان شراب شد تا بار غم خويش در آن غرقه دارد و خود نيز با اندوه آن ‌چنان در هم آميخته بود که هر دو در شراب غرقه گشتند.
چندی است که با سنگ گران تنهايی و اندوه، دروازه‌ی شهر اميدها و آرزوها را ببسته‌اند و من کم‌توان‌تر از آن‌ام که بازش گشايم.

[ بائوبا ] | [January 24, 2004 9:39 AM ]


سلام...شعر بسیار زیبایی بود...یروز باشی

[ قمارباز ] | [January 24, 2004 1:46 PM ]


دوست بی‌هراس من درود

گويا سواران تاريکی برای زبان بی‌پروایَ‌ت که سياهی را رسوا کرده است، بندی نشان کرده‌اند. اينان هنوز نفهميده‌اند که روشنا را تا ابد در بند نتوان نمود و سياهی را نيز جاويد نتوان آرامش دل خواند و بانگ فريب برداشت.

[ بائوبا ] | [January 24, 2004 2:13 PM ]


دوست فرهيخته سلام... ...شب مانا ...شب تلخ...شب بي مهتاب...بي ستاره... عوامليست که مانع از گذاردن ساير نوشته هاي از آن دست در وبلاگ ميشود...در حال بررسي دوباره آنها هستم تا شايد با حذف برخي عناصر و تغيير نامها و موقعيتها برخي ديگر از آن نوشته ها را در قالب داستان بيان کنم

[ مهرام ] | [January 25, 2004 7:24 AM ]


خوشبختانه در تک تک آن خاطرات نگاه اجتماعي...ديني... سياسي و... به ميزان کافي وجود دارد و به همين خاطر کار را ساده تر ميکند... در اولين فرصت... هميشه شاد باشيد و مانا

[ مهرام ] | [January 25, 2004 7:28 AM ]


مهرام نازنين درود

شب‌ات کوتاه و گذرا باد و سپيده‌ی روشن‌ات درخشان و پاينده.
فضای نوشته‌ات گيراتر و زنده‌تر از آن است که بتوان از آن دل کند. پس چشم انتظار می‌مانم.

[ بائوبا ] | [January 25, 2004 8:06 AM ]


درست است دوست عزیز ما رای خودمان را میدهیم ...این که ایرادی ندارد

اینطوری است که یکی از طرق مبارزه همکاری با هم است:)

[ زهرخند ] | [January 25, 2004 10:06 AM ]


دوست نکته سنج من، درود

ديدگاه‌های ما بسيار نزديک است و همه بر پيرامون نپذيرفتن چنين گزينش‌ها و انتخاباتی است. اما، متاسفانه اين هم‌سانی و يک‌سانی ديدگاه در مورد گزينش نماينده‌گان، تاثير چندانی بر روند کلی رای‌گيری و سياستی ( يا به‌تر بگويم بی‌سياستی) که بر اين جامعه حکم‌فرماست، ندارد.

[ بائوبا ] | [January 25, 2004 11:14 AM ]


سلام بائوبا اميدوارم حالت خوب باشد بائوبا سوالي داشتم و اون اين كه بنظر تو آيا در كشوري مثل كشور ما دموكراسي قابل اجرا هست ؟ اگر قابل اجرا هست چه مدت وقت لازم است كه به آن برسيم ؟ سوم لازمه اجراي دموكراسي پايدار چيست ؟ چهارم آيا براي رسيدن به دموكراسي پايدار از نيروهاي خارجي بايد كمك گرفته يا داخلي ؟ لطفا اگر خواستي جواب بده و اين رو بدون كه اگه جواب بدي ميخوام سر يك بحث رو با تو باز كنم فعلا خدا حافظ

[ خرس سفيد ] | [January 26, 2004 8:45 AM ]



ساقیا پیمانه پر کن













تازه‌ترین نوشته‌ها

دل ِ خونین ِ سازها
ترسی نماند
سووشون
ناله‌ی ِ سرو
باغچه‌ی ِ سبز ِ اميدها

بایگانی نوشته‌ها

August 2010
January 2010
December 2009
August 2009
June 2009
March 2009
October 2008
September 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003

جستجو